-
بانوی غزل سیمین/اوکتای سلامی
جمعه 23 مرداد 1394 12:57
من چه گویم که غزل منقلب و غمگین است که شب رحلت بانوی غزل سیمین است آنکه با آتش مهرش به شب سرد قرون بر فروزید چراغی که شگفت آئین است کلک طبعش بزند طعنه به کلک مانی غزلش نغز به سان سخن پروین است از گره خوردن احساس و تخیل شعرش تابلوئی زنده و جادوئی آهنگین است زنده شد دخت غزل از دم سحر انگیزش رنگ و روی غزل از آن قلم رنگین...
-
توضیح/توکل بیلویردی
جمعه 23 مرداد 1394 12:45
پیش از طرح مطلبم خدمتتان عارضم که اگر گاها در مورد کاری صحبت می کنم فقط به خاطر شفاف سازی روال کار ماست نه گله و گلایه از کسی و چیزی. لذا دوست دارم که این حرفهای مرا دوستان به خودشان نگیرند.از همان اولین شماره ای که به همکاری با سیولیشه دعوت شدم متوجه شدم که عنوان مسئول شعر که قرار است بنده یدک بکشم یکی از بی مسما...
-
آن زن خطیر بود/عباس خوش عمل کاشانی
سهشنبه 20 مرداد 1394 14:46
آ ن زن خطیــــر بــود که می فرمود : در خاطرم خطـور ندارد مرگ جایی که با غــزل نفسم جاری است ، پروانه ی عبـور ندارد مرگ تا زنده ام به کســوت درویشی ، دور از من است ننگ بداندیشی سرمستم از ترانه ی بی خویشی ، راهی مگر به گور ندارد مرگ تــا داده ام جـــزای بـــدی نیکی ، بــی وحشت از تلافی تاریکی حتی بــه مــن گرایش و...
-
نگاهی به شعر جاده شاعر / سعید سلطانی طارمی/پیام سیستانی
سهشنبه 20 مرداد 1394 14:29
درود بر جناب طارمی عزیز بی گمان سخن گفتن در باره شعر دشوار است . به این می ماند که از رودی سخن بگویی . رودی که با هزار پیچ و تاب و هزار چرخاب در جریان است . تنها در این میانه می توان لذت برد و از بیرون به او نگریست و در باره ساختار / زبان / چفت و بست ها و پر خونی و کم خونی اش سخن گفت . این شعر از جهاتی برای من جالب...
-
شکوه بانگ رهائی/محسن صلاحی راد
سهشنبه 20 مرداد 1394 14:14
اگرچه سخت شکستهست بالِ فریادت شکوهِ بانگِ رهایی نرفته از یادت غمی که پایِ تو را بسته با طنابِ سکوت نشسته بر سرِ آوازهای آزادت چنینکه کلبهی مخروبهی کلاغانی چگونه زار نگریم بهیادِ آبادت؟ دریغ آتشِ عشقی که در مصافِ جنون فروختی به فریبیّ و داد بر بادت هنوز خاکِ تو بویِ امید میشنود که لب به نغمه گشادهست جانِ آزادت....
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
سهشنبه 20 مرداد 1394 13:58
با همه عالم طرفم/نیما یوشیج سالها تیر بلا داشت به قصد هدفم دولت از گوشه ی پنهان چه خوش امد به کفم مرغ شادی نگرن بود و به سامان آمد غرقه در شوقم و بیخود به بساط شعفم مژده آورده ام از روشنی صبح سفید دستی اکنون به لب ساغر و دستی به دفم سیل اشکی که به شبهای غمش باریدم جای شکر است که بنشست چو در در صدفم چون زمین ساکنم ار...
-
حکایت مرغ و قفس/کامران اسدی
سهشنبه 20 مرداد 1394 10:44
به جان مرده خود روح نو دمیدن بود کنارت انچه که نامش نفس کشیدن بود قدح گرفتنم از دستت ای نگاه تو مست مثال دسته گل از دست گل خریدن بود چگونه گاه وداعت خموش می ماندم که لحظه لحظه اش از زندگی بریدن بود تو آمدی گه رفتن به دیدنم اما چه دیدنی که پی اش سالها ندیدن بود مرا چو یوسف زندان نشین به گلشن حسن یگانه جرم همین جرم گل...
-
غزل پست مدرن/اوکتای سلامی
یکشنبه 18 مرداد 1394 19:01
خورشید بی رمق، وسط کوچه مرد مست می پرسد از خودش که کجا ایستاده است گویا در این تداوم دیوار دیده است هذیان بی توقف تاریخی از شکست اینجا همان قلمرو ممنوع عاشقی ست اینجا نگاه نیمه گم گشته نقش بست اینجا نشست ناقه مجنون به دیولاخ اینجا هزار تیشه فرهاد کش شکست تکرار سیب و لغزش حواست بعد از این وهم هزار غائله بر پاست بعد از...
-
نگاهی به سال دیگر ای دوست ای همسایه/مهدی اخوان ثالث/محمد رضا راثی پور
یکشنبه 18 مرداد 1394 18:47
همان طور که جناب دکتر محمد اخوان کاخی در مقدمه کتاب سواحلی فرموده اند در سالهای اخر عمر مرحوم اخوان ثالث که در اوج شهرت و مقبولیت عام بودند و ناشران از انتشار کتابهای اخوان استقبال می کردند ،اما برعکس خود آن مرحوم به انتشار شعرهای چاپ نشده اش رغبتی نشان نمی داد و دو کتاب سواحلی و سال دیگر ای دوست ای همسایه پس از...
-
هراس /جمشید علی زاده
یکشنبه 18 مرداد 1394 07:33
تبر ز صاعقه بر دوش چون تبر داران عبور می کند از بیشه های شب ، باران ز پشت پنجره ها با هراس می نگرند هزار چشم به غلطیدن سپیداران دمیده از افق خواب ها سپیده ولی گواه ظلمت یلداست چشم بیداران به یاد سرخ تو ای شیر خفته! می نالند به همنوایی طوفان تمام نیزاران کدام فصل در این باغ آشیان کرده ست؟ که لب ز نغمه فرو بسته اند جو...
-
سر حرف من بیشتر با اهالی ست/امیر علی آذر طلعت
یکشنبه 18 مرداد 1394 07:27
سکوتی پر از وهم در این حوالی ست ز عابر مگر پشت این کوچه خالی ست؟ کسی نیست در باغ دلتنگی من که این حیطه در حومه ی خشکسالی ست خزان از من آن را که می خواست برده ست و این بار هم نوبت رنگ قالی ست چه با جلگه رفته ست از تیغ طوفان که این روز ها صحبت از زخم شالی ست از این پیشتر سفره ی نان ما بود زمینی که امروز در دست والی ست...
-
مسافر/توکل بیلویردی
شنبه 17 مرداد 1394 18:36
مسافریست که گم کرده کوله بارش را نه کوله بار فقط، دار یا ندارش را مسافریست که بر رغم باختن هایش دوباره قصد کند اخرین قمارش را غریبه ها به تاسف سری تکان بدهند در آن زمان که تماشا کنند کارش را نشانی از که بپرسد که خود نداند کیست کسی نگفته به او نسبت و تبارش را مسافریست که در سنگلاخ ناکامی ز دست داده کنون اسب راهوارش را...
-
شهریار و روز ملی شعر/سید علی میر افضلی
شنبه 17 مرداد 1394 06:38
تقویم میگوید 27 شهریور روز ملی شعر است. پارسال که علی اصغر شعر دوست روز مرگ شهریار را به عنوان روز ملی شعر به تصویب کمیسیون فرهنگی مجلس رساند و آن را به وزارت فرهنگ زورچپان کرد بی آنکه نظر اهل فن را بجویند ـ آنچنان که رسم مسئولین ما در همه کارهاست, اعتراضهای زیادی در این کار برخاست. عدهای قلیل اعلام روز ملی شعر را...
-
در دایره قسمت/محمد رضا راثی پور
شنبه 17 مرداد 1394 06:17
بی مهر رخت تاراست ،آفاق سحر بر من هر آینه بگشاید خورشید ، شرر بر من بسم الله اگر داری قصد من شوریده ! تا تیغ به دست توست ، خصم است سپر بر من کاش آه سحر گاهم ، می کرد اثر بر تو تا یک مژه چشم تو می کرد نظر بر من اکسیر بقا گو شو، ارزانی بی دردان! کز عمر نشد حاصل جز خوف و خطر بر من امروز شبیه پار، پار آینه ی پیرار تکرار...
-
ستون شعر کوتاه/زیر نظر علی عباس نژاد
پنجشنبه 1 مرداد 1394 18:54
این نوخسروانی ها/ علی عباس نژاد بخوانید از سیولیشه و شعر سه سطری/ علی عباس نژاد بخوانید شعر کوتاه معاصر ایران/پیام سیستانی بخوانید
-
شعر کوتاه معاصر ایران/پیام سیستانی
چهارشنبه 31 تیر 1394 19:35
۱ باد را زین می کند اسبی که گویی در دهانش ؛ بوسه ها مفهوم شبدرهای باران خورده را دارند او به شبدرهای باران خورده خوشبین است عشق ؛ گویی اسب مست و بی خیال جلگه ی آنسوی پرچین است. **** ۲ دشت ؛ آهو را صدا زد , گفت : آهو جان تا فراسوی فراموشی با من امشب باده می نوشی ؟ **** ۳ گفته بودی آسمان هق هق نخواهد کرد ؛ - خواهد کرد ؛...
-
تاملی بر گرگ می وزد/محمد رضا راثی پور
چهارشنبه 31 تیر 1394 18:50
در اواخر دهه پنجاه ، یکی از نشریات پیش رو در ارائه شعر نو در گزارشی ذکر کرده بود که ظرف چند سال شعر ده هزار شاعر نیمائی را منتشر کرده بود.رقم ده هزار شاعر در مقایسه با بقیه السیف معدودی که در عصر حاضر در عرصه شعر امروز باقی مانده اند و فقط به جنب و جوشی بسنده کرده اند که نشان دهند زنده ند و هنوز قلبشان می تپد هم حیرت...
-
درخلوت غروب/برزین آذرمهر
سهشنبه 30 تیر 1394 19:25
درخلوت غروب بغضی کبود در گلوی پنجره پوکید. خیل کلاغ ها از روزنه به خلوت متروک در شدند... در گرگ و میش صبح ، هر دنج گوشه ای از رنگ و عطرخاطره ها پاک رُفته بود. در طاقه ی سحر چیری به غیر اسکلت شب نمانده بود! جعفر مرزوقی (برزین آذرمهر)
-
چرا سه گانی/زهرا ابومعاش
دوشنبه 29 تیر 1394 06:40
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت دست اندرکاران دلسوز و ادیب این ماهنامه ارزشمند و خدمت شاعران و خوانندگان فرهیخته ی آن. من مدتی از فضای وبلاگی دور بودم و تعطیلی بلاگفا هم مزید بر علت شد تا این دوری بیشتر طول بکشد. از طرف دیگر تغییر آدرس سیولیشه باعث شد که دیرتر مطالب خوب آن را بخوانم و خیلی تصادفی آدرس اینجا را پیدا...
-
کوچههای انتظار! / مهدی عاطفراد
دوشنبه 29 تیر 1394 06:01
کوچههای انتظار! یادتان به خیر قلبتان همیشه زنده و تپنده بود روحتان به رهروان عطاکنندهی توان رهنوردی بدون وقفهی شبانه بود من میان پیچهای توبهتویتان همیشه غرق اضطراب میزدم قدم گاه خسته میشدم با وجود این با دلی که بود بیقرار و بیقراریاش اوج میگرفت دم به دم غوطهور میان موجهای دلهره گمشده درون پیچهای تنگ و...
-
زنی تنها در آستانهی فصلی سرد (فروغ و تنهایی بیانتهای او)/ مهدی عاطفراد
دوشنبه 29 تیر 1394 05:54
آیا زمین که زیر پای تو میلرزد تنهاتر از تو نیست؟ (فروغ فرخزاد) بر زمینی لرزان از تنهایی، در روزگاری تلخ و سیاه که نان نیروی شگفت رسالت را مغلوب کرده و پبغمبران گرسنه و مفلوک از وعدهگاههای الهی میگریزند و برههای گمشده دیگر صدای هیهی چوپانها را در بهت دشتها نمیشنوند، در دیار تکیدهی قحطیزدهی خشکیدهای که...
-
نیما: آفرینندهی شکل درونی شعر بر مبنای ساخت دیالکتیکی/ مهدی عاطفراد
دوشنبه 29 تیر 1394 05:51
نیما نه تنها پایهگذار شعر آزاد موزون بود و در وزن شعر فارسی تکاملی بنیادی پدید آورد، بلکه در حوزههای دیگری چون صورت، معنا، خیال و فرم هم مبتکری تمامعیار و آفرینندهای توانا بود. در حوزهی فرم، نیما آفرینندهی انواع شکلهای بیرونی و درونی شعر بود. مهمترین شکل درونی ابداعی او شکل مبتنی بر ساخت دیالکتیکی است. نیما از...
-
تعاریف/نزار قبانی/ترجمه ید الله گودرزی
پنجشنبه 25 تیر 1394 19:04
من ضد هر گونه تعریف برای عشق هستم زیرا جمع همه تعریف هاست. عشق ، ضد همه ی پندهای قدیمی و ضد همه ی متن ها و ضد همه ی آیین هاست. عشق را تنها تجربه ها می سازد و دریا را، بادها و کشتی ها و هیچکس جز جنگاورنمی تواند از جنگ بگوید من عشق می ورزم اما اگر درباره ی آن بپرسید بهتر است که هیچ نگویم !
-
این مرگ و زندگی/حسین آرزو
چهارشنبه 24 تیر 1394 20:07
آویختن به سینه ی پروردگار عشق آن سان که هر کسی به کسی خواب می رود من از نگاه سرد هزاران هزار ماه فریاد جز سینه پاکینه خاک خویش بر سینه ی چروکیده ماه سبز پنهان نمی کنم تو آفرینه تو زنده در نگاه من بی خود ز عشق خواب ترا حفظ می کنم ای وای هر پیاده به هرکس پیاده ای پیدا نمی کند آنسان من اشکار خواب ترا خواب می روم تبریز 74...
-
آن کاشف فروتن/محمد رضا راثی پور
چهارشنبه 24 تیر 1394 19:36
چندان که در ستایش زیبائیست سر بر نداشته ست ز سجاده تا هنوز وقتی یقین یافته بر دوش او نهاد* بار رسالت ابدی را با چشمهای انکار از آفتاب گفت و از آغاز معجزه آن کاشف فروتن "در خود به جستجوئی پیگیر" همت چنان گماشت که الماس آفرید -الماسی از کرامت انسان- در سالهای دشنه و دشمن شعرش سروده و نسروده بی خویشی همیشهء...
-
مقصر/توکل بیلویردی
چهارشنبه 24 تیر 1394 19:17
یک قدم هم اگر جلو بودم! مغز فرمان دهد به پا ،اما چون رمق نیست پا چکار کند جز تمرد چه اختیار کند؟ ضرب و زور دوپینگ، تاثیرش، تا همین نیمه راه رسوائیست که حریفان جلو زنند از تو تو بمانی کنار راه ولو! خط پایان کجا و حسرت تو! با دوپینگ و توهمت خوش باش باختن ،سرنوشت حتمی توست در خیالت مقصری نتراش!
-
.... در ستایش تمام جاده هایی که به آنجا می روند / سعید سلطانی طارمی
سهشنبه 23 تیر 1394 20:01
آن جاده، با پیچ و خمها و گرههایش که انگار اندیشهی یک فیلسوف هیچانگار است با خاطراتش که پر از سرباز و گنجشک است و سادگیهای غبارآلود و ترسانش همراه ما تا قلب رؤیاهای ما رفته است آزادی ممنوع و وحشتکردهی ما را از کوچههای شهر افسرده تا مرز ابراندود اندیشیدن آزاد تا روشنای بیحجاب بوسهها رفتهاست. " آهسته ران...
-
آدمکها/بنیامین پور حسن
سهشنبه 23 تیر 1394 19:47
یک زن درونم ایستاده آن ورِ پرده یک زن که مثل سگ دمادم بچه آورده [ از هر طرف درد و بخونی آخرش درده ! ] در من زنی که سینه هایش را عمل کرده. ماشین , درونم یک نفر را زیر می گیرد مردی درونم خواب می بیند که می میرد از درد دارد مغز خود را گاز می گیرد یک عمر با افکار خود بحث و جدل کرده. یک دختر زیبا درونم با کتِ جین اش سیگار...
-
اسپارتاکوس/اوکتای سلامی
سهشنبه 23 تیر 1394 09:58
مر گرچه ندارم هوس سرکشی سوختن و تاختنم آرزوست نرد حیاتی که چنین راکد است باختنم، باختنم آرزوست خواری و خفت چه تحمل کنم تا گذرد عمر سراپا حقیر هر رگ آزرده ی دستان من می تپد از درد روان اسیر کاش به اندازه اسپارتاکوس جرات فریاد زدن داشتم کاش در این شهر اسارت زده بیرق هنگامه می افراشتم داد دلم کس نتواند گرفت جز غضب مشت...
-
عشق آغشته به رنگ/محمد حسین پژوهنده
دوشنبه 22 تیر 1394 19:58
دختر برگ رُزم ... چه شکوفا شده است! و چه سبز است امروز، و چه شفاف و بلورین که تو گویی عکسش از پشت نگاهم پیداست؛ ماهی قرمز دریای جنوب، در سرابی موّاج، به زیارت آمده است. راه شیری چه شلوغ است امروز .. راهیان دوشادوش ! حیف .. که کمی پست و بلندی دارد. عشق آغشته به رنگ، که از آن .. ؛ مرشد قونیه صحبت می کرد: «عشق هایی کز پی...