-
بزرگ قبیله/ علی رضا طبائی
جمعه 18 دی 1394 14:23
درود ای بزرگ قبیله! امیر کبیر مصدّق! * بهاریترین فصل در سالیان هجوم و تبر، در قرون خزانی فروزانترین شعلهی مشعل خاک، در پیچ و خمهای تاریخ تاریکی و شک ـ در آیینهی آریایی! طلوع شکوفایی چشمهی صبح و همزاد با آن، غروب فروخفته در بستر حسرت و سوگ! درود ای سپیده، سپیدار باغ نجابت! درود ای تو خون شرف در تپشهای...
-
برای من که ویرانم/اقبال مظفری
جمعه 18 دی 1394 14:19
چنین که ویرانم من این گونه از عقیق ِ معدن کوپایه های بدخشان نگو انگار/ از بلخ و بامیان خبر قتل عام را نشنیدی نگو که پاره های سفال از کدام شاه و شیخ و شحنه می گویند این آبگینه یادگار عزلت خیام در تختگاه سلطانی است طعنه مزن به خاطرۀ تلخ چشم های اسفندیار نگو که جرعه نوشی مستان بزمی به سرسلامتی داغ های فردوسی است هنوز زخم...
-
مدفن /آرزو نوری
جمعه 18 دی 1394 14:15
چون پرکاه نشسته روی یک توده آب و دلش می خواهد باد کوبنده و سرد بوزد بر تن این مرده شوم و تکانی بخورد زیر دانایی باد حس مرداب کبود چه خیال خامی در سرش می چرخد همگان می دانند بستر این مرداب مدفن جنبش هر حادثه ای است....
-
شعر و «ترور زبان»!/ اسماعیل امینی
جمعه 18 دی 1394 14:10
یکی از گمانهایی که بر اثر ترجمه ناشیانه نظریههای ادبی رایج شده است این است که شاعران میخواهند با استبداد زبان مقابله کنند یا وظیفه شعر ویران کردن زبان و فخامت آن است. برخی از سلطه ستمگرانه دستور زبان سخن گفتهاند و اخیراً نیز در جایی خواندم که شاعران در پی «ترور زبان» هستند! به شیوه مرسوم این سالیان،...
-
دوری و نزدیکی/محسن صلاحی راد
جمعه 18 دی 1394 14:04
دوری و نزدیکی شعبدهایست که میآویزد میبیزد میپرهیزد.
-
یلدا/ مهدی عاطفراد
دوشنبه 30 آذر 1394 09:30
یلدا شب جدایی و تنهاییست این است راز آنکه دراز است و دیرمان این دلسیاه شام نفسگیر سختجان. ای یار نازنین! ای بوسههای داغ تو خورشید آتشین ای خندههای روشن تو صبح دلنشین با مهربانیات با همدلی و همدمی و همزبانیات با آفتاب وصل خود، ای بامداد عشق یلدای دیرپای جدایی را پایان ببخش این شام بس دراز و سیاه فراق را...
-
شعردزدها چهگونهاند؟/ نیما یوشیج
یکشنبه 29 آذر 1394 21:10
عزیزم! میپرسید: شعر دزدها چهگونهاند؟ سابقاً این را گفته بودم. چون از من سوآل کردهاید باز میگویم: به طور اختصار شعردزدها چند قسم هستند: یک دسته میدزدند فکر را یا طرز تلفیق عبارت را و برای دیگران به اسم خودشان میخوانند. اینها دزدهای احتیاطکار و قابل رقت هستند. دومیها میدزدند و در پیش روی آدم میخوانند. اینها...
-
شعر "ساده رنگ" سهراب سپهری، یک رباعی مدرن/ عمران صلاحی
یکشنبه 29 آذر 1394 10:58
شعر "ساده رنگ" سهراب سپهری یک رباعی مدرنآمیز است. در رباعی مرسوم، همهی ماجرا در مصراع آخر اتفاق میافتد. شاعر در سه مصراع اول زمینهچینی میکند و حرف اصلی را در مصراع آخر میزند. مصراع آخر زنگ و ضربهی نهایی رباعی است که مخاطب را در همان اوج نگهمیدارد. مصراع آخر بیارتباط با مصراعهای قبلی نیست، اما...
-
خرابکاری/ عمران صلاحی
یکشنبه 29 آذر 1394 10:51
شخصی میخواست در جایی استخدام شود. از او پرسیدند: "زبان عربی هم میدانی؟" گفت: "آن را هم یک کاریش میکنیم !" حالا حکایت ماست. وقتی از ما پرسیدند "میتوانی تا فردا مطلبی دربارهی اخوان ثالث بنویسی و تحویل بدهی؟" گفتیم: "یک کاریش میکنیم ". البته خیلی دلمان میخواست مطلبی...
-
تولدی نه دیگر/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 29 آذر 1394 08:26
[نقیضهای بر شعر فروغ فرخزاد] همهی هستی من این کیف خالی و بیمایهی باریکیست که دمادم، ای پول! نام زیبا و دلارای تو را در خود تکرارکنان میکند زمزمه با حسرت و بهخوبی میداند که سرانجام به گور میبرد آرزوی دیدار و بوس و کنارت را من و این کیف در این دورهی وانفسای بیپولی آه کشیدیم، آه ما در این آه تو را به لواش و...
-
بازتاب شوخطبعی سیاوش کسرایی در شعرش/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 29 آذر 1394 08:22
سیاوش کسرایی شخصیتی شاد و سرزنده داشت. او انسانی شوخطبع و خوشمشرب بود و زبانی بذلهگو داشت. وقتی با او بودی جاذبهی لبخند دلنشینش مجذوبت میکرد و گیرایی کلام شیرین و شوخیآمیزش در برت میگرفت و حالت را خوش میکرد. شوخطبعی و بذلهگویی او در بعضی از شعرهایش بازتابی دلنشین یافته و تعداد شعرهای مطایبهآمیز آن بزرگوار...
-
نگاهی به جلوههای طنز در آثار نیما یوشیج/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 29 آذر 1394 08:17
نیما یوشیج شوخطبع بود و ذهنی طنزپرداز داشت. رگههای پیدا و پنهان طنز را در انواع گوناگون آثارش میتوان دید، در شعرهایش و در نوشتههایش. در شعرهایش طنز به ویژه در قطعههایش، در رباعیهایش، و در سرودههای آزادش نمود چشمگیرتری دارد. در نوشتههایش هم در داستانهایش، در نامههایش، در یادداشتهایش و در قطعههای مشهور به...
-
مثل صخره/محسن صلاحی راد
شنبه 21 آذر 1394 15:04
در پیِ رهایی از تسلسلِ عذابها نیست میشوم میانِ تو مثلِ صخره در دلِ مذابها.
-
دستکاری طنز آمیز شعر ایرج میرزا/اوکتای سلامی
شنبه 21 آذر 1394 14:35
هان ای پسر گلم تموچین سرمایه من ز عمر شیرین بشنو ز پدر کمی نصیحت با حرف پدر نکن لجاجت در مدرسه چشم و گوش وا کن بی هیچ دلیل شر به پا کن " گر با ادب و تمیز باشی " بازیچه ء هر مریض باشی! هر خر بزند ذلگد به پایت یا پاره کند کتابهایت بشنو که جواب مشت ،مشت است هرچند حریف تو درشت است! از هیچ کسی نکش خجالت فحش خفنش...
-
گشت توفانی دوباره؛ نبض من / جمشید پیمان
شنبه 21 آذر 1394 14:10
برکه ی تاریک و آرامِ دلم موج زد، شوریده ای در آن نشست. گشت جاری در رگانم؛ خنده اش، بر چکادِ سینه ام بارویِ غم،در هم شکست. آبی اش، در دیدِگانِ خسته ام پَر گشود و آسمانم را گرفت، کهنه ابرِ خسته گی از هم گسست. گشت توفانی دوباره؛ نبض من، بادبانِ عاشقی افراشتم. برکه ؛دریا شد، جهان؛آتش سرای تازه شد در جانِ من؛ افسانه ی روزِ...
-
چند شعر طنز /سید علی میر افضلی
شنبه 21 آذر 1394 14:06
نامهای مشت به عزیزی که از حرفهای قشنگش بر نمیگشت: دوست نازک مهربانم! میشود خانهای ساخت با شیشهای سخت شفاف و به هر عابری گفت: چشمها را فروبند و بگذر؟ خاصه این عابران نظرباز که فضولند و علاف... (ابن محمود از زمره عابران نظرباز این روزگار است) .... آخر ای مهربان این چه حرفی است؟ این چه ظرفی است؟ که به یک ضربه نرم ،...
-
نقدی بر طنز های ابن محمود/محمد رضا راثی پور
شنبه 21 آذر 1394 14:02
در ایام رونق وبلاگ و بلاگ نویسی ، یکی از قدیمی ترین وبلاگها با درون مایه طنز که دیدی انتقادی به مسائل ساری و جاری جامعه و مسائل فرهنگی داشت ، وبلاگ وقایع این محمود اثر طبع شاعر جلیل القدر سید علی میر افضلی بود که بنا داشت با گیر دادن به همه چیز و همه کس تلنگری به دست اندر کاران و داعیه داران شعر و ادب و گاها...
-
دو شعر طنز/محمد رضا راثی پور
جمعه 20 آذر 1394 20:11
فاتحه صوت بلند گو سوهان کشد به شیشه ی این عصر پر ملال در تنگنای کوچه ترافیک نابجا بسته ست راه آمد و شد را هر پارچه حکایت و جریانی هر تابلو بنجاق و سفته ی بده بستانی صاحب عزای ظاهرا آشفته چون ناظم ایستاده دم در در دفتر حضور و غیابش چک می کند عبور و مرور مراجعین قاری قیافه اش ناخواسته تداعی هول عقوبت است می پرسم از رفیق...
-
بخیه/محمدحسین پژوهنده
جمعه 20 آذر 1394 16:10
ای که راحت تو چنین قلب مرا دزدیدی نکشم پای من از عشق تو با تهدیدی در نخست این دل مجروح مرا بخیه زدی بخیه را باز کشیدی چو فقیرم دیدی دل صدراصفتم ناز نگاهت میخواست التفاتی ننمودی و به آن خندیدی تو طبیبم مگر آیا به خمینی شهری که به این سنگدلی عهد مرا ببریدی پیش ازین بود خیالم که پرستار منی دیدم ایوای تو خود زخم دلم...
-
طرح نوشداروی ژنریک/سید حسن حسینی
یکشنبه 15 آذر 1394 20:03
ذوق شاعری وارد دانشکده شد دم در ذوق خود را به «نگهبانی» داد! نان و پسته شاعری میلنگید ناقدی نان میخورد! اشتباه شاعری قبلهنما را گم کرد سجده بر مردم کرد! آرامش شاعری وام گرفت شعرش آرام گرفت! طریقت نو زاهدی نوبنیاد راه و رسم عرفا پیشه گرفت لنگ مرغی برداشت و به آهنگ حزین آه کشید: «مرغ باغ ملکوتم نیم از عالم خاک!» عطش...
-
زنده باد بهار!/محمد رضا ترکی
یکشنبه 15 آذر 1394 19:59
آورده اند مردی از ابنای روزگار یک روز گشت بر خرک لنگ خود سوار بانوی خویش و نیز کمی خرت و پرت را آورد و ترک آن خر بیچاره کرد بار در بین راه خویش رسیدند از قضا آن دو به پیرمرد غریبی که بود زار آن پیرمرد خسته و آشفته می نمود بر او گذشته بود نود سال آزگار زن گفت خسته است و گمانم گرسنه است ای مرد صبر کن خر خود را نگاهدار!...
-
ده ها هزار کیلومتر آن طرفتر در یک کافه کتاب/لطف الله شیرین زبان
یکشنبه 15 آذر 1394 11:19
-
«تیله«/ آرزو نوری
شنبه 14 آذر 1394 20:34
دل من تیله تنها که همیشه همه جا می بازد
-
دو شعر / محسن صلاحی راد
شنبه 14 آذر 1394 20:33
1 در پیِ رهایی از تسلسلِ عذابها نیست میشوم میانِ تو مثلِ صخره در دلِ مذابها. *** 2 دوری و نزدیکی شعبدهایست که میآویزد میبیزد میپرهیزد. ***
-
زهرخند شادمانه؛ درآمدی بر کتاب «طنز در زبان عرفان»/ دکتر علیرضا فولادی/ رؤیا صدر
شنبه 14 آذر 1394 08:47
در شادمانگی تجربههای عارفانه، بهخصوص در میان عرفای اهل بسط، گونهای از طنز وجود دارد که «طنز عرفانی» یا «طنز صوفیانه» نامیده میشود. در آثار شاعران و ادبای صوفی از سنایی و مولوی گرفته تا عطار و در آثار عرفانی از کشفالمحجوب گرفته تا نفحات الانس، میتوان نمودهای برجستهای از این طنز را دید. طنزی که از زمین تا آسمان،...
-
همبستگی روزنامه نگاران در انقلاب مشروطه نسیم شمال و میرزا جعفر خامنه ای/رضا همراز
شنبه 14 آذر 1394 08:43
-
میان این همه اندوه / مهدی عاطفراد
پنجشنبه 28 آبان 1394 09:16
میان این همه اندوه قلب ما با هم به سوی وسعت لبخند اوج میگیرد و در کرانهی آفاق میکند پرواز. در اوجها با هم سرود میخوانیم و در کرانهی احساس میرویم به پیش به سوی مشرق همواره تابناک رفاقت به سوی چشمهی جوشان مهرورزیدن. طلوع کوکب پیوند در ترانهی ما و در نگاه فروزانمان ستارهی عشق و قلب عاشقمان زادگاه رؤیاها. از این...
-
دلتنگیهای سهراب سپهری از تنهایی/ مهدی عاطفراد
پنجشنبه 28 آبان 1394 08:38
به سراغ من اگر میآیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من. سهراب سپهری در زندگی تنها بود و تنهایی ترد و نازک و ظریف و شکنندهای داشت که در شعرش بازتابی شاعرانه یافته است. نگاهی به تصویرهای حاصل از این بازتاب به روشنی نشان میدهد که او هم تنهاییاش را دوست داشته و هم از آن رنج میبرده؛ هم به...
-
چالشهای درونی شعر/ مهدی عاطفراد
پنجشنبه 28 آبان 1394 08:36
بعضی از منتقدان مکتب نقد مدرن آمریکا که در دههی 1920 پا گرفت و در دهههای 1940 و 1950 جریان غالب نقد در این کشور و سایر سرزمینهای انگلیسیزبان بود، در تعریف خود از شعر بر چالشهای درونی آن تأکید کرده و کوشیدهاند شعر را بر اساس کشاکشهای داخلیاش تعریف کنند. این منتقدان با تأکید بر تناقضهای موجود در شعر، به معنیهای...
-
ساقی نامه/جمشید پیمان
دوشنبه 25 آبان 1394 20:00
بیا ساقی امشب مرا مست کن رها از غمِ بوده و هست کن بیا ساقی امشب دلم تازه کن به پیمانه ام می به اندازه کن نگر در منِ خسته ی جان پریش بنوشانم از باده ی چشمِ خویش خراباتِ چشمت به رویم نبند خمارم، به بیتابیِ من نخند عطشناکِ چشمانِ مستِ توام نوازش چشیده ز دستِ توام بیا ساقی از ظلمتم وارهان به گلبانگِ می،باز بگشا دهان چراغِ...