-
شعر زادهی تخیل آهنگین/ مهدی عاطفراد
پنجشنبه 30 اردیبهشت 1395 10:37
در دو سه دههی اخیر سردمداران شعر به اصطلاح مدرن و پست مدرن، یعنی قطعهی نثرگونهای که فاقد وزن و آهنگ کلام و سایر عناصرهای بنیادین شعر است- اینجا و آنجا مطرح کردهاند که شعرشان تافتهی جدابافتهایست که نیاز به وزن عروضی و آهنگ کلام و خیال شاعرانه و حتا فرم ندارد و جای تمام اینها را در شعرشان عاطفهای قوی میگیرد...
-
بی شعر هرگز! (بودلر و شعر)/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 29 فروردین 1395 14:13
"میتوان سه روز بی نان زنده ماند ولی بی شعر هرگز! و هرکه جز این بیندیشد، سخت در اشتباه است." بودلر شاید در جهان کمتر شاعری چون بودلر عرصهی انواع تعبیرهای متناقض بوده است. گروهی از منتقدان او را بازیگری شیاد خواندهاند و گروهی دیگر او را پیامآور نام نهادهاند. در نظر بعضیها یک انقلابی پیشرو بوده و در نظر...
-
معنا و جایگاه شعر در فلسفهی هگل/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 29 فروردین 1395 14:10
طبق فلسفهی هگل، رهایی روح از کالبد محسوسش در شعر به کمال میرسد، چون ابزار یا دستمایهی هنر شاعری خیالیست کاملاً درونی و ذهنی. شعر با موسیقی دارای این وجه مشترک است که صوت، کالبد محسوس [یا صورت] هردوی آنهاست- البته منظور از قالب در اینجا پوشش مادی نیست بلکه وسیلهایست برای ارتباط ذهنها با همدیگر. ولی در شعر،...
-
و باز نوبهار میرسد ز راه دور/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 29 فروردین 1395 14:04
بهار نو همیشه قلب عاشق مرا سوار اسب تیزپای شور و اشتیاق میکند به دوردستهای خاطرات سبز میبرد به سرزمین شادی و شکفتگی بیغروب به زادگاه یادهای ماندنی خوب. و همرهم در این سفر نگار سبزچشم غنچهخندهایست که از تبار ماندگار مهربانی است و دستهای او نهالهای سبز شادمانی است و قلب او چراغ جاودانهتابناک زندگانی است. همیشه با...
-
تأملی در "مهرهی سرخ"/ مهدی عاطفراد
شنبه 29 اسفند 1394 06:22
زندهیاد سیاوش کسرایی از دوران جوانی دلبستگی ویژهای به داستانها و شخصیتهای استورهای- حماسی و شاهنامه داشت. او دو شاهکار منظوم استورهای سروده- "آرش کمانگیر" و "مهرهی سرخ"- همچنین دو شعر دیگر سروده که موضوعش به داستانهای استورهای و شاهنامه اختصاص دارد- "اندوه سیمرغ" و "در آزمون...
-
چند بهارانه/ مهدی عاطفراد
شنبه 29 اسفند 1394 06:11
هان، ای بهار سبز شکوفا! هان، ای بهار سبز شکوفا! مرغان عشق را که پر از شوق دیدنت بر شاخهی درخت تمنا نشستهاند آواز عاشقانه عطا کن قلب مرا که خشک شد از فرط حسرتت در فصل انتظار سرسبزی جوانه عطا کن. □ سرود سبز بهاران وقتی سرود سبز بهاران را در کوچهباغ میشنوم احساس میکنم که سراپای هستیام در حال رویش است احساس میکنم...
-
آیا/ مهدی عاطفراد
پنجشنبه 29 بهمن 1394 14:53
آیا حضور یک غم سنگین و دردناک در ژرفنای جان در واپسین دقایق بیداری روان آکنده از توهم و تردید فریاد زخمخوردگی خاطرات ماست؟ آیا وجود را این سایهی غریبهی یک بهت دودشکل این روشنی تیرهی یک وهم سهمگین همراه با سکوت دلانگیز سازها همساز با سرود روانبخش رازها در بیکرانههای ابد انتها کجاست؟ آیا عبور خاطرهای گنگ و...
-
چهرهی زن ایرانی در شعر ژاله اصفهانی/ مهدی عاطفراد
پنجشنبه 29 بهمن 1394 14:47
ژاله اصفهانی با آنکه زن و مادر و خواهر بود، ولی پیش و بیش از اینکه زن و مادر و خواهر باشد، انسان بود. بنابراین حساسیتش به مسائل انسانی و دردها و رنجهای بشری بیشتر از حساسیتهای زنانهاش بود. به همین دلیل در مجموعهی شعرهایش بسی بیشتر از شعرهای خاص زنانه، شعرهای عام انسانی و اجتماعی میبینیم. با این وجود او به دلیل زن...
-
نیما یوشیج و دشمن جهانافسایش/ مهدی عاطفراد
پنجشنبه 29 بهمن 1394 14:43
افسون یکی از واژههای زبان فارسی امروزیست که از زبانهای پهلوی و مانوی (پارتی) به یادگار مانده است. این واژه در زبان پهلوی afson و در زبان مانوی pswn تلفظ میشده است. امروزه این واژه دارای چند معنی است. در "فرهنگ فارسی دکتر معین" معنیهای زیر برایش نوشته شده است: حیله، تزویر، مکر. کلماتی که جادوگر و...
-
عصر زمستان/ مهدی عاطفراد
سهشنبه 29 دی 1394 07:00
دلخستهتر از دورهگردی بیسروسامان آوارهتر از برگ خشکی در مسیر باد سرگردان ٱهسته آهسته در کوچهوپسکوچههای خلوت افسوس حسرتناک میرفتم بیمقصدومقصود گمراه و سردرگم در این وادی دودآلود پوشیده در ایهام ِ مالامال از وهم مه اندوه پیچیده در بارانی دلتنگ تنهایی خالیتر از تنهایی یک کوچهی بنبست تنهاتر از یک جوی خشک...
-
نیما یوشیج و شگردهای ناآشناسازی زبان شعرش/ مهدی عاطفراد
سهشنبه 29 دی 1394 06:57
حتا اگر با نظر فرمالیست نامدار روس، ویکتور شکلوفسکی موافق نباشیم که "شعر رستاخیز واژههاست"، نمیتوانیم منکر این حقیقت شویم که "رستاخیز واژهها" یا- دقیقتر بگویم- "برانگیزش زبان"، نقشی بسیار حیاتی در آفرینش شعر دارد و واژگان بیجان زبان رایج روزمره که همانا زبان نثر نوشتاری یا زبان...
-
شعر و نقش عنصر غالب در آن از نظر رومن یاکوبسن/ مهدی عاطفراد
سهشنبه 29 دی 1394 06:55
نخستین فرمالیستهای روسی معتقد بودند که بین صورت و محتوای اثر ادبی مرزبندی دقیقی وجود دارد و محتوای بشری عاطفهها، احساسها، اندیشهها و بهطور کلی واقعیتهای ذهنی، بهخودیخود، فاقد هرگونه معنای ادبی است و صرفاً زمینه را برای عملکرد "تمهید"های ادبی فراهم میکند. فرمالیستهای بعدی این مرزبندی دقیق بین صورت و...
-
همراه/حسین آرزو
دوشنبه 21 دی 1394 20:42
زمین هم مثل من تنهاست به دور از ارتباط برف دختراش ماه به دور از پیر " دیر و دور" پدر خورشید و چشمانش به عمق چشمه رویای تو بسته ست به تلخ لحظه ی فریاد قبل از فجر حضور حمله سرمای بیداری سفید صفحه ها را جشن بردند دل تاریک شب شب در غار خوابید زمین تنهاست مثل من همیشه و آب آئینه ی چشمان من شد تو ماندی ما نرفتیم...
-
کاظم سادات اشکوری/رابین
یکشنبه 20 دی 1394 20:10
کاظم سادات اشکوری در 17 خرداد سال 1317 در اشکور (یکی از توابع گیلان) به دنیا آمد. وی تحصیلات خود را تا مقطع لیسانس در دانشگاه تهران ادامه داد . کاظم سادات اشکوری از شاعران مطرح معاصر است که از ابتدای کار شاعری پیوسته در جهت تکامل شعر خویش و یافتن زبانی مستقل و مشخص کوشیده است . شعرهای اولیه او چهار پاره های پیوسته ای...
-
خواب/حسن اسدی
یکشنبه 20 دی 1394 20:08
خوابِ چشمت در شب تنهاییام، جاریترین! خوابِ چشمت اوجِ بیداریست، بیداریترین! باده میجوشد در آتشخانهی لبهای تو بادهای چون آتشِ آغوش، گلناریترین! وای . . . امشب اختری از آسمان در آب نیست! آب، چون آیینهی تقدیر، زنگاریترین! نرم میپرسم خدارا آخرین دیدار ماست؟ لحنِ حاشایت از «آری» گفتنت «آری»ترین! بازهم دورانِ...
-
اطاق عصر/امیر علی آذر طلعت
یکشنبه 20 دی 1394 19:58
اطاق خالی این عصر پر از تفالهء خوابی ست دعوتی و رد پنجره از شکل خالی لیوان مسیر هندسی کفتریست که در شبانهء بی هیچ هوای سوخته را می گریست تابستان 89-امیر علی آذرطلعت طاق عص
-
داستان جانور شگفت انگیز/شاعر: جواد جمیل برگردان: زهرا ابومعاش
یکشنبه 20 دی 1394 19:45
"جواد جمیل" از شاعران معاصر عراق است. او در سال ۱۹۵۴ به دنیا آمد و از سال ۱۹۸۱ در تبعید و خارج از عراق زندگی می کرد. مهندس عمران است و چند دیوان شعری دارد. بیشتر اشعار او آزادی خواهانه و ظلم ستیزانه است و پس از سقوط حکومت بعث مجددا به وطن خویش بازگشت. دستور ایست به من دادند تمام لباسهایم را گشتند ، تمام...
-
درنگی بر نیمائی های فولاد و گل سرخ سروده دکتر رعلی رضا فولادی//محمد رضا راثی پور
یکشنبه 20 دی 1394 19:16
هرچند دکتر علی رضا فولادی، شهرت خود را بیشتر مدیون ابداع ژانر سه گانی است که طرفداران زیادی را در بین شاعران جوان پیدا کرده است اما توانائی ایشان فقط به این قالب کوتاه منحصر نمی شود و کارهای ارزنده ای نیز در شیوه نیمائی ارائه داده اند که اخیرا در مجموعه شعر فولاد و گل سرخ 13 قطعه شعر نیمائی انتخاب کرده اند که در این...
-
وقف نامه/محمد مهدی سیار
شنبه 19 دی 1394 20:21
من در کمال صحت عقل وقف صحیح شرعی کردم دلتنگی بدون دلیل غروب را دلبازی دو منظره: دریا و آسمان -دریا و آسمان شمال و جنوب را- موسیقی سه گاه مقدس را: گاهِ تکان برگ در بارش نسیم گاهِ وزیدن باران ناگهان گاهِ طلوع عصر... وقف صحیح شرعی کردم اکنون را و آنچه را که ذکر شد اینجا وقف تلاوتِ یاد تو مهربان امضای واقف امضای شاهدان
-
نقدی بر نیمائی سرائی های مهدی سیار/حمید رضا شکار سری
شنبه 19 دی 1394 20:11
چرا شعر نیمایی در روزگار ما مهجور مانده است؟ چرا طی سه دهه گذشته نمیتوان به تعداد انگشتان دو دست شاعر حرفهای و تمام وقت نیمایی سرا یافت؟ به راستی بعد از موج عظیم نیمایی سرایان نامدار دهههای سی تا پنجاه با قلههایی دست نیافتنی چون «اخوان»، «مشیری»، «سپهری»، «آتشی»، «زهری»، «شاهرودی» و حتی «فروغ» و «شاملو»، این...
-
پُکیده این دلِ مثل انارم /جمشید پیمان
شنبه 19 دی 1394 20:00
من و یلدا و سودای شبانه اناری چون دل من دانه دانه خدایا شب دراز و من غریبم بکن صاحبدلی اینجا روانه تو دوری از من و من خسته جانم غریبِ مانده دور از آشیانم بیا پیشم تو ای بیتای هستی دوباره کن بهارستان،خزانم شب یلدا شد و یارم نیامد دوای جانِ تب دارم نیامد پُکیده این دل مثل انارم به دیدارم گلِ نارم نیامد همه خوابند و من...
-
نمونه های شعر دیروزبرای تبرک
جمعه 18 دی 1394 14:51
مردگانِ موت/نیما یوشیج 8 آذر ماه 1323«به مناسبت این سگهای ناقابل که در صدمین سال مردن (کریلوف)در طهران مجلس کردند، گفته ام. همین مداحان پادشاه قبل...» مردگانِ موت، با هم بزم برپا کرده، می خندند زنده پندارند خودْشان را استخوان ها می درخشد هر کجا، پهلو به پهلو، روی دندان ها دنده بر هر دنده، بگرفته ست پیشی چشم رفته، کاسه...
-
تامل/محمد رضا راثی پور
جمعه 18 دی 1394 14:31
خواب است و خیال صبح می گفتند جنجال کنان کلاغهای لجباز وقتی که -به زعم خویش- می کوشیدند با قیچی بالشان و حربه قیل و قالشان تاریک کنند ساحت آفاق هر چند که طول و عرض این غوغا در چشم شکوه بی کران صبح اندازه هیچ بود بی اغراق! اسفند ۷۱
-
بزرگ قبیله/ علی رضا طبائی
جمعه 18 دی 1394 14:23
درود ای بزرگ قبیله! امیر کبیر مصدّق! * بهاریترین فصل در سالیان هجوم و تبر، در قرون خزانی فروزانترین شعلهی مشعل خاک، در پیچ و خمهای تاریخ تاریکی و شک ـ در آیینهی آریایی! طلوع شکوفایی چشمهی صبح و همزاد با آن، غروب فروخفته در بستر حسرت و سوگ! درود ای سپیده، سپیدار باغ نجابت! درود ای تو خون شرف در تپشهای...
-
برای من که ویرانم/اقبال مظفری
جمعه 18 دی 1394 14:19
چنین که ویرانم من این گونه از عقیق ِ معدن کوپایه های بدخشان نگو انگار/ از بلخ و بامیان خبر قتل عام را نشنیدی نگو که پاره های سفال از کدام شاه و شیخ و شحنه می گویند این آبگینه یادگار عزلت خیام در تختگاه سلطانی است طعنه مزن به خاطرۀ تلخ چشم های اسفندیار نگو که جرعه نوشی مستان بزمی به سرسلامتی داغ های فردوسی است هنوز زخم...
-
مدفن /آرزو نوری
جمعه 18 دی 1394 14:15
چون پرکاه نشسته روی یک توده آب و دلش می خواهد باد کوبنده و سرد بوزد بر تن این مرده شوم و تکانی بخورد زیر دانایی باد حس مرداب کبود چه خیال خامی در سرش می چرخد همگان می دانند بستر این مرداب مدفن جنبش هر حادثه ای است....
-
شعر و «ترور زبان»!/ اسماعیل امینی
جمعه 18 دی 1394 14:10
یکی از گمانهایی که بر اثر ترجمه ناشیانه نظریههای ادبی رایج شده است این است که شاعران میخواهند با استبداد زبان مقابله کنند یا وظیفه شعر ویران کردن زبان و فخامت آن است. برخی از سلطه ستمگرانه دستور زبان سخن گفتهاند و اخیراً نیز در جایی خواندم که شاعران در پی «ترور زبان» هستند! به شیوه مرسوم این سالیان،...
-
دوری و نزدیکی/محسن صلاحی راد
جمعه 18 دی 1394 14:04
دوری و نزدیکی شعبدهایست که میآویزد میبیزد میپرهیزد.
-
یلدا/ مهدی عاطفراد
دوشنبه 30 آذر 1394 09:30
یلدا شب جدایی و تنهاییست این است راز آنکه دراز است و دیرمان این دلسیاه شام نفسگیر سختجان. ای یار نازنین! ای بوسههای داغ تو خورشید آتشین ای خندههای روشن تو صبح دلنشین با مهربانیات با همدلی و همدمی و همزبانیات با آفتاب وصل خود، ای بامداد عشق یلدای دیرپای جدایی را پایان ببخش این شام بس دراز و سیاه فراق را...
-
شعردزدها چهگونهاند؟/ نیما یوشیج
یکشنبه 29 آذر 1394 21:10
عزیزم! میپرسید: شعر دزدها چهگونهاند؟ سابقاً این را گفته بودم. چون از من سوآل کردهاید باز میگویم: به طور اختصار شعردزدها چند قسم هستند: یک دسته میدزدند فکر را یا طرز تلفیق عبارت را و برای دیگران به اسم خودشان میخوانند. اینها دزدهای احتیاطکار و قابل رقت هستند. دومیها میدزدند و در پیش روی آدم میخوانند. اینها...