-
اعطای نشان درجه یک هنری به مفتون امینی
جمعه 18 آذر 1401 16:01
مفتون امینی، شاعر پیشکسوت گواهینامه درجه یک هنری خود را از سیدعباس صالحی، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت کرد. به گزارش ایسنا به نقل از روابط عمومی بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان، یدالله امینی، متخلص به «مفتون» و مشهور به «مفتون امینی» متولد ۱۳۰۵ در آذربایجان غربی است که امروز (یکشنبه 31 مرداد)...
-
مفتون امینی /به قلم خودش
جمعه 18 آذر 1401 15:58
دو سه تن از دوستان روزگارانی می خواستند که شمه ای از داستان زندگی خود را در آغاز یا پایان مجموعه بیاورم و من رضا نمی دادم و وقتی هم که راضی شدم نتوانستم که به کم و کیف مطلوبی در این حد این مجال به رسم لذا به جای آن زندگینامه بیت های مناسب گونه از یک قطعه شعر آوردم با این توضیح که آن شعر ،نه از من است و نه از هیچ شاعر...
-
مفتونی که من میشناختم / محمد رضا راثی پور
دوشنبه 14 آذر 1401 18:42
با کارهای مرحوم یدالله مفتون امینی از سالهای نوجوانی آشنا شدم.اول از همه شعر زیبای ارک ، که در کتاب درسی گزیده نظم و نثر معاصر برادر بزرگم با توجه به وزن گیرا و زبان حماسی اش متمایز بود و حکم جواهری را در یک ظرف پر از تیله هم شکل داشت ،ارک تبریزی که هر روز بخاطر مسیر مدرسه ام دبیرستان فردوسی( که مفتون امینی هم فارغ...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
یکشنبه 13 آذر 1401 16:22
کتیبه/ مهدی اخوان ثالث فتاده تخته سنگ آنسویتر، انگار کوهی بود. و ما این سو نشسته، خسته انبوهی. زن و مرد و جوان و پیر، همه با یکدگر پیوسته، لیک از پای، و با زنجیر. اگر دل میکشیدت سوی دلخواهی به سویش میتوانستی خزیدن، لیک تا آنجا که رخصت بود. [ تا زنجیر. *** ندانستیم ندایی بود در رویای خوف و خستگیهامان، و یا آوایی از...
-
سه شعر از مفتون امینی
یکشنبه 13 آذر 1401 16:12
شعر گوزن با پویه اش، ظرافت ناز و نوا در او با چشمهای مشکی گیرایش با شاخ های افشانش، پرپیچ با گردنش کشیده، و گستاخ من دوست دارم او را او را، که شوخ و آزاد اما همیشه، مضطرب و چشم و گوش باز . برتپه ها، و دامنه پرسه می زند و، در پسین هر عطش گرم بر آب سرد دور ترین آبشارها آغوش می فشارد آنجا که ای بسا، پس هر سنگ و بوته ای...
-
تنهایی / شاهرخ تندرو صالح
سهشنبه 1 آذر 1401 16:10
با صدهزار مردم تنهایی بی صدهزار مردم تنهایی
-
افرا / عباس خوش عمل
دوشنبه 30 آبان 1401 07:56
از پرتو خیال تو روشن پیوسته چلچراغ نجابت! افرای سبز باغ نجابت! #عباس_خوشعمل_کاشانی ┄┅─═◈═─┅┄
-
پرواز دلفین ها / الهه تاجیک زاده
جمعه 27 خرداد 1401 09:15
بی پر پریدن شاید -به زعم خاکیان- جزو محالات است اما هیچ میدانید در باور دریاست دریا خوشش میآید از پرواز دلفینها
-
هرگز / زهره طریقی
جمعه 27 خرداد 1401 08:59
گاهی پر از فریاد؛ گاهی تهی از یاد؛ هرگر نگفتم هرچه بادا باد. ┄┅─═◈═─┅┄
-
✉️ نامه ای از کافکا به ملینا/ مخفی گاه
جمعه 27 خرداد 1401 08:58
l ملینا چطور است که تو هنوز از من نترسیده ای یا از من نرمیده ای یا احساسی از این قبیل پیدا نکرده ای؟ ژرفای جدیت و توان تو تا کجاها می رسد؟ من برای تو یا هر کس دیگر نمی توانم توضیح دهم که در درونم چه می گذرد. چطور می توانم آن را برای دیگری روشن سازم در حالی که نمی توانم آن را برای خودم روشن کنم. اما مطلب اصلی این نیست....
-
✉️ نامه ای از کافکا به ملینا
جمعه 27 خرداد 1401 08:39
@makhfigah_channel ملینا چطور است که تو هنوز از من نترسیده ای یا از من نرمیده ای یا احساسی از این قبیل پیدا نکرده ای؟ ژرفای جدیت و توان تو تا کجاها می رسد؟ من برای تو یا هر کس دیگر نمی توانم توضیح دهم که در درونم چه می گذرد. چطور می توانم آن را برای دیگری روشن سازم در حالی که نمی توانم آن را برای خودم روشن کنم. اما...
-
سیدمحمود دعایی / نور سیاه
جمعه 27 خرداد 1401 08:30
در عکسهای مراسم تشییع و تدفین مرحوم حسین محب اهری دیدم که آقای محمود دعایی به شیوهٔ پسندیده و مستدام خود در مراسم حضور یافته و بر پیکر هنرمند فقید نماز خوانده است. به یاد مراسم تدفین غریبانهٔ استاد محمدامین ریاحی در بهشتزهرا افتادم که دعایی بر پیکر آن استاد بزرگ و مظلوم که ۳۷ روز وزیر دولت بختیار بود و تا پایان عمر...
-
قصه / محسن صلاحی راد
جمعه 27 خرداد 1401 08:30
قصهست انگاری هی ساختند و ساختیم و سوختند و سوختیم از قلبها جز تیرگی آخر چه میماند با این همه گفتیم ما آیینهدارانیم هرگز همیشه حالِ ما خوش نیست آنان که میآیند... میآید کسی اصلاً؟ هرچه، ولی از ما گذشته نیکپنداری
-
سه گانی / زهره احسانی
جمعه 27 خرداد 1401 08:26
بس که از آن بالا به زمین کرد نگاه، ماه افتاد به چاه. #زهرا_احسانی ┄┅─═◈═─┅┄
-
عاشقانه / پابلو نرودا/احمد پوری
جمعه 27 خرداد 1401 07:38
نان را از من بگیر، اگر میخواهی هوا را از من بگیر، اما خندهات را نه گل سرخ را از من بگیر سوسنی را که میکاری آبی را که به ناگاه در شادی تو سرریز میکند موجی ناگهانی از نقره را که در تو میزاید از پس نبردی سخت باز میگردم با چشمانی خسته که دنیا را دیده است بی هیچ دگرگونی اما خندهات که رها میشود و پروازکنان در آسمان...
-
دوستت دارم دوستت دارم...و الی آخر»/ نزار قبانی/ ترجمه موسی اسوار
جمعه 27 خرداد 1401 07:38
قسمتی از شعر « حدیثت فرشی ایرانی است و چشمانت دو گنجشک دمشقی که میان دیوارها به پرواز در می آیند و دلم چون کبوتری بر فراز آبهای دستانت سفر می کند و در سایه دستبندت در قیلوله ای می آساید و من تورا دوست دارم اما از گرفتار شدن در تو هراس دارم و از یگانه شدن با تو و در جلد تو رفتن که آزموده ها به من آموخته است از عشق زنان...
-
جامعه فقط به شاهکارهای ادبی و هنری نیاز ندارد! / دکتر محمدرضا ترکی
دوشنبه 2 خرداد 1401 07:31
کمالگرایی و آرمانگرایی زیاد زیاد هم خوب نیست. اگر شاعران و هنرمندان میخواستند در هوس آفریدن شاهکارهای بزرگ دست روی دست بگذارند، حالا قرنها بود که از پس فردوسی و خاقانی و نظامی و سعدی و مولوی و حافظ و... دیگر هیچ اثری آفریده نشده بود و هنر و ادبیّات در روزگاران ماضیه و قرون خالیه متوقّف میماند! درحقیقت، آثار ادبی...
-
به رفیق دریایی من/ بخشی از نامه نیما
سهشنبه 30 فروردین 1401 10:29
. به رفیق دریایی من! اینها مردمانی هستند که خودشان نمیدانند چه میکنند. شباهت دارند به لشگرهای شمر و پسر معاویه: برای کمی پول، درجه، منصب و نشان، مردم و خودشان را بازیچهٔ ارادهٔ دیگران قرار میدهند و جهالت آنها گاهی قابل رقت است. چه کنیم؟ ما در عهد مضحکه و جنایت واقع شدهایم. اگر حق خودمان را که به اسم قانون و به...
-
هنوز زنده است قلب من/ مهدی عاطفراد
دوشنبه 29 فروردین 1401 20:56
هنوز قلب من چه تند میتپد! و نبض من هنوز چه تند میزند! به دیدن کبوتری سپیدبال که میپرد در آسمان آبی سپیدهدم و دیدن گل شقایقی که با تبسمی شگفتآفرین شکفته است به دیدن دو عاشق جوان که روبهروی هم نشستهاند درون کافهای پر از صمیمیت و با نگاههای عاشقانهی پرعاطفه به هم نگاه میکنند و کمکمک میان آن نگاههای غرق شعر و...
-
نامهی منظوم نیما به لادبن/ مهدی عاطفراد
دوشنبه 29 فروردین 1401 20:50
نیما علاقهی خاصی به نامهنگاری داشت و عادت هم داشت که از نامههایی که مینوشت، رونویسی کند و رونوشتی هم برای خودش نگهدارد تا به عنوان متنی خودنوشته و مستند، بیانگر حال و روزش و طرز فکرش در زمان نوشتن نامه و آنچه بر او میگذشته و ذهنش را به خود مشغول میداشته، ثبت شود و برای آیندگان به یادگار بماند. از بین بیش از...
-
صلح / سعید سلطانی طارمی
دوشنبه 29 فروردین 1401 15:35
ماه رفته بود و مهی که صبح را می آورد روی شاخه های دکمه بسته می لمید از کرانه های دور یک دوتار پیر بر کلوتها و دشتهای بیکرانه میوزید شب نبود روز هم نبود گرگ و میش نازکی روی گرده ی زمان به سوی روز می خزید ناگهان کبوتری نشست روی سیم هوشمند مرز و خواند بغ بغو، بغ بغو بغ بغو تق تتق...صدایی آمد و کبوتر اوفتاد روی خط...
-
سه گانی / مرجان مهران
دوشنبه 29 فروردین 1401 15:20
صلح میخواهد، اما توی جیبش فشنگ است زندگی نیست، جنگ است. #مرجان_مهران ┄┅─═◈═─┅┄
-
حضور تو / مرتضی دلاوری
دوشنبه 29 فروردین 1401 15:14
تب سهرهها غم قاصدکها دل باغبان نگاه تو پر میدهد باغ را.
-
قشنگ / سید علی میر افضلی
دوشنبه 29 فروردین 1401 14:55
خورشید میگدازد و در چشم دیگران سوز و گداز او چیزی بجز طلوع و غروبی قشنگ نیست. #سیدعلی_میرافضلی @seyedalimirafzali
-
از هوای پریدن / محسن صلاحی راد
دوشنبه 29 فروردین 1401 14:49
در تنگنای سینهام آوازِ کفتریست جامانده از هوای پریدن دچارِ شب... شهریور ۱۳۹۵ شعر و طرح از راضیه سپهر @mohsensalahirad
-
گل بر گستره ماه / رضا براهنی / محمد رضا راثی پور
دوشنبه 29 فروردین 1401 14:36
اعتباری ست برای تنِ آب شست و شو دادن گیسوهایش خنده اش - معجزه در معجزه اش - انفجار همه گل هست سوی گل هایش او که منصور زنان در همه جاست چهره اش، نعره ی زیبای اناالحق هاست مقطع قلب پرنده ست صمیمیت او خواب را می ماند اما در کنار من خاکستر خوابش خفته ست گل که بر گستره ی ماه قدم بردارد، اوست و خداحافظی اش آنچنان چلچله...
-
مردی که زیاد می نوشت «نگاهی کوتاه به نوشته های دکتر رضا براهنی» / محمدعلی شاکری یکتا
یکشنبه 28 فروردین 1401 07:32
دکتر رضا براهنی استاد ممتاز زبان و ادبیات انگلیسی ، منتقد ادبی،داستان نویس و شاعر،سیاست ورز نام آشنای معاصرپس از سال ها بیماری و سکوت ناخواسته وناگزیر در گذشت. دکتر براهنی را از دهه ی پنجاه می شناختم. در دانشکده ی ادبیات دانشگاه تهران می دیدمش.اما فقط یک بار با او هم کلام شدم. در دفتر دکتر آموزگار معاون آموزشی دانشکده...
-
آرزوی محال / مظاهر مصفا
یکشنبه 28 فروردین 1401 07:32
▪ سینهام کاشکی چو غوک دمی پُر شدی از هوای آزادی ای دریغا که رفت عمری و من سوختم از برای آزادی راستی ای دروغ جاویدان زآن سه فرزند تو کدام استی جانور سنگ یا گیاه کدام با کدامین نشان چه نام استی هرگزآباد بعد هیچستان در مگر خانه داری و اگری یا نه در کوی ناکجاآباد در اگر ساکنیّ و خود مگری یا که در کوی قاف خانهی توست...
-
زمان شتاب گرفت و رفتن تمام کرد/ محمد زمان گلدسته
یکشنبه 28 فروردین 1401 06:38
شاعر احساس مرگ خواهد کرد، وقتی از عشق بیخیال شود غنچهاش در بهار خشک شود، میوهاش بر درخت کال شود عشق یک لحظهست و دیگر هیچ، در دل آشوب هست و در سر هیچ یک معمای گنگ و آخر هیچ، حاصلش جبر و احتمال شود عشق یعنی چراغ خانهی قلب، آسمانیترین ترانهی قلب عشق باید در آستانهی قلب، متولد نگشته چال شود به خدا و به حضرت عباس،...
-
تردید / سعید سلطان پور
یکشنبه 28 فروردین 1401 06:36
نه! تردیدی نیست که من این فرازی را در فرودِ تسمههای خونین دریافتم که میدانستم تحمل در قلبِ سکوت آزادیست آنگاه که فوارهی فریادی در میدان شهر برنشاندهایم اگر نه با دوست دیداری آنک ستارهی پشت پنجرهی سلول آتش سیگاری که شب را کوتاه میکند شب که چون سیگارِ بزرگِ برگی دود میشود شب که در میانهی دندانِ چریکهاست آه، آه...