-
خاموش / محسن صلاحی راد
شنبه 16 اسفند 1399 10:18
جایی که هم صدا را بر دار میزنند که خاموش دیگر چه جای دم زدن از رشدِ ساقهای از لجّ لای و لوش؟ ۱۱ شهریور ۱۳۹۹ t.me/mohsensalahirad
-
برای علی دهباشی / نور سیاه
شنبه 16 اسفند 1399 10:17
احسان یارشاطر به خرد و انصاف و اعتدال نامبردار بود. در داوری غرض نداشت. وقتی میخواست کارنامهٔ کسی را ارزیابی کند، حسنات و سیئات او را پیش چشم میآورد و با توجه به امکانات و مقدورات، معدل کارنامه هر کس را میسنجید. اوضاع زمانه را نیز مدّ نظر داشت. یارشاطر کارهای بزرگ و مهم کرده بود و دشواری کار را میدانست. دربارهٔ...
-
کوهها / علی رضا طبایی
شنبه 16 اسفند 1399 10:14
خسته ام از شبان بی پایان از شب آلودگان شب رایان به ستوه آمدم از این شب غدر از هیاهوی این شب آوایان گاه خیل هزاردستانند گاه دام هزارهاپایان! گلّه ها جادوان تازی گول هفت سر، چارپا، تن آسایان گاوریشان سامری پرورد زردپوشان زردی اندایان همّتی صبح! تا نه شب ماند نه نشان ماند از شب آرایان به عبث جهد می کنم هیهات!...
-
ابتذال فرهنگی / محسن الوان ساز
شنبه 16 اسفند 1399 10:14
کافیست یک هنرمند، خرق عادتی انجام دهد تا هنرمندان، منتقدان، روانشناسان، فعالان مجازی، پسماندهخوران فرهنگی و... کمر به قتل وی بندند. روانشناس دریوزهای که با پول در تلویزیون خزعبلاتش را پخش میکنند فریادِ "ترومایِ رشدی کودکان" سر میدهد. طرفداران موسیقی سنتی کارِ ساسی مانکن را نتیجه بیتوجهی به موسیقی اصیل...
-
جستاری کوتاه درباره ابتذال شر مدرن / یوسف محمدی
شنبه 16 اسفند 1399 10:13
چندی است می بینیم فردی با وضعیت مالی عالی و برخورداری از یک فیزیک خشن در خیابان های کالیفرنیا راه میرود و با گفتن جملاتی مانند: «چطوری عزیز» سرکیفی عزیز» «ادا حال بدا را در نیار» و... توانسته به مدت یک هفته ۱ میلیون نفر را جذب خود کند. این آمار چنان بیسابقه است که اگر تمام تاریخ ایران را کندو کاو کنید، نمیتوانید در...
-
زمستان درون / محمد رضا راثی پور
جمعه 15 اسفند 1399 16:23
رسم بر اینست که در سرمقاله شماره نوروزی ضمن گلایه از کاستی ها و مشقاتی که در سال ماضی وجود داشته حرفهایی امید آفرین زد که انشالله سال جدید قرین توفیق و بهروزی و .... باشد.اما چه چاره که شدت مشقات و مضایقی که در هیچ زمینه لحظه ای آسوده ات نمی گذارد چنان مجال را برای مثبت اندیشی تنگ کرده که اصلا مجالی برای حرف زدن باقی...
-
تا را باش / سعید سلطانی طارمی
شنبه 2 اسفند 1399 09:38
یک نقطه در انتهای تاریکی شب یک منحنی سیاه در قوس قزح یک دایره در تسلسل روییدن یک هیچ به رنگ روشن، اما تیره ارثیهی ماست. آنجا که تو ایستادهای تنهاییست تنهایی تو قرینه ی هستی توست در متن زمان. باور کن راهی که تو باید بروی خواهی رفت. آن راه از آنِ توست تنها، تنها! پیچ و خم وافت و خیز و همواریهاش از ویژگی روحی تو...
-
نغمه ای دیگر / محسن صلاحی راد
شنبه 2 اسفند 1399 09:31
باد است و جاری تا کرانها تو ماندهای با خاطراتِ یک دلِ لرزان یک روحِ سرگردان او رفته با هر خواه و ناخواهَش (پرهای بالش ابر را پیمانه میگیرند) برخیز ازین رؤیای جانکاهَش پایان دو سیلاب است بگذارش از سر بگذرد بگذار و بگذر آغاز شو با نغمهای دیگر. ۱۴ مرداد ۱۳۹۵ t.me/mohsensalahirad
-
ساعتت را بُردهاند / یانیس ریستوس
شنبه 2 اسفند 1399 09:29
دستت را تکان میدهی ــ مثلِ همیشه میخواهی ببینی ساعت چند است ولی ساعتی به دستت نبستهای ساعتت را بردهاند مثلِ خیلی چیزهای دیگر دستت را تکان میدهی ــ با اینکه ساعتی به دست نداری ــ با اینکه قراری با کسی نداری ــ با اینکه کاری برای انجام دادن نداری ساعتهای تو را دزدیدهاند زمانَت را دزدیدهاند و تاریکی و ترس را...
-
نکته / تی اس الیوت
شنبه 2 اسفند 1399 09:27
اگر شاعری، شنوندگان زیاد در مدتی کوتاه به دست آورد، این وضعیت قابلِ سوءظن است، چرا که به مردم آنچه را که قبلا به آن عادت کرده اند، داده است. #تی_اس_الیوت
-
اشک / ریتا گراهام/ برگردان محمد حمادی
شنبه 2 اسفند 1399 09:26
الدمعة التى على خدِّ اللیل قلبُ امرأةٍ أکلَ النهار أحلامَها. اشکِ نشسته بر گونهی شب دلِ زنیست که روز، رؤیاهایش را خورده است. ✍ #ریتا_غراهام [سوریه] ✍برگردان: #محمد_حمادی |
-
24 بهمن. سالگرد خاموشی فروغ !
جمعه 24 بهمن 1399 13:17
بزرگ بود و از اهالی امروز..(سهراب سپهری ) بزرگترین زن ادبیات ایران ، کسی است که با ساده ترین لهجه و صریح ترین صداقت، خودنگاری های خویش را به اندیشه سرد تاریخ سپرد و ... رفت ...! صحبت از فروغ که می شود، شمع و چراغ و شعله و شراره روی ذهنت صف می کشند و به احترام جلوه اش، تمام قد روشنت می کنند که بیاموزی جاودانه بتابی. ما...
-
از اینسوی / محسن صلاحی
جمعه 24 بهمن 1399 09:37
تو نمیمیری هرگز تو نمیمیری بامدادَستی تو تو فروغستی تو امیدستی تو نه بیضایی آن شعبدۀ شوخِ گریبانزادی که فقط میگفت ای انسانها یا چو دامان به هر آنسو که بفرمایم بیچونوچرا سر بگذارید همه یا چو گرگانِ درنده اینک یکدگر را بشکارید همه! شهریارستی تو تو نسیمَستی تو بهارستی تو نه رؤیایی آن خوابِ دُروجآورده که...
-
یادداشتی از #کلارا_خانس، شاعر بزرگ اسپانیا
چهارشنبه 22 بهمن 1399 20:02
اگر شعر میتواند به اسلحهای برای نبرد بدل شود نخست به خاطر حقیقت آن است. حقیقتی که حقایق دیگر را در بر میگیرد، کسی که آن را به غایت میرساند یا ازآنِ خود میکند را وادار میکند تا خود به قلعهای برای دفاع از حقیقت بدل گردد«شاعر نیازی به آزادی ندارد، چون آزاد است.» در آزادی، هارمونی مینشیند، در هارمونی، عشق و در...
-
زیارت / محمد رضا روز به
چهارشنبه 22 بهمن 1399 19:59
پرسید: « مهگرفته و مبهوت، باز از کدام فاجعه برگشتهای؟ بگو» گفتم که از درون خودم بازگشتهام ( از گور دستهجمعی یکنسل آرزو) محمدرضا روزبه، بهمن ۹۹ @Mohammadrezarouzbeh
-
پیشنهاد / محسن صلاحی راد
چهارشنبه 22 بهمن 1399 19:58
آقایان و خانمهای فلسفی و ادیب و نمایشنامهنویس و داستاننویس و شاعر! لطفاً زبان و خط مردم را بازیچۀ سلیقههای خود نکنید! یک روز این میآید و میگوید بهجای «ۀ» بنویسید «هی»؛ زورش هم زیاد است و براساس نظر او «دستور خط پیشنهادی» تصویب میکنند و در کتابهای درسی هم تمام «ۀ»ها میشود «هی». روز دیگر قدرتِ این آدم و...
-
بیرحمی بیداد بهمن.../ علی رضا طبایی
چهارشنبه 22 بهمن 1399 19:50
در این زمستان، کاش می دانستم ای همراه بی رحمی بیداد بهمن، با تو چون کرده ست بر گیسوانت برف باریده ست و، در غربت رگبار سیلی، دامنت را آبگون کرده ست حوای معصوم !...از بهشت بی حصاری ها با من بگو، جرم کدامینت برون کرده ست علیرضا __طبایی
-
چلچراغ فریاد / حسن اسدی
دوشنبه 20 بهمن 1399 19:45
سرمه ی ابرچکیده ست به نای خورشید توسن صاعقه هارازین کن تازشمشیرتوافلاک ترک بردارد چلچراغ فریاد شعله ی نام تورا می طلبد تبِ هذیانیِ این فاصله ها ازنفس هایِ ورم کرده ی شب می جوشد! ولبِ تیره ی ابر شیره ی ظلمت را ازسرانگشتِ پلاسیده ی شب می نوشد! عشق رازمزمه کن صدف نام تو آبستن صدخورشیداست وزمین برمدارِ نفَسِ شعله ورت...
-
مرکب خوانی / محمد علی شاکری یکتا
دوشنبه 20 بهمن 1399 19:44
از باد های آهکی این هوا گذشت دُرنای پیرکه روزی درآرزوی دیدن دریا بود. دریا گمان نبرد که می سوزند انبوه ماهیان درشعله ای به وسعت اقیانوس. * دیروز تقویم سال های کبیسه آتش گرفت آتش که جاودانگی اش را از باد و خاک و آب می دانست آتش نشان که جان ودلی شعله وار داشت می خواست بگذرد آتش امان نداد. * تهران به سرفه های مکررعادت...
-
شاعر و ایدئولوژی /محمدعلی شاکری یکتا
دوشنبه 20 بهمن 1399 19:43
سیاوش کسرایی را نمی توان دوست نداشت حتی اگر مخالف باورمندی های سیاسی اش باشی یا مثل من در آینه ی گذشته با احتیاط نگاه کنی و چین و چروک عقلانیتی کهنه را ببینی و چشم بپوشی. شاعر ، به اعتبار شعرهایش شاعر است. چنان که نقاش به اعتبار تابلو ها و طرح هایش و تو می توانی بعضی ازشعرهای یک شاعر را یا تابلوهای یک نقاش را دوست...
-
اره / مهدی موسوی
پنجشنبه 16 بهمن 1399 11:05
یا ارّه باش بر تنِ سختم یا تیغ نصفه، داخل تختم یا سم بریز پای درختم وقتی تبر وجود ندارد وقتی در انتهای زمینی وقتی که جز دروغ نبینی وقتی که در قفس بنشینی انگار پر وجود ندارد گفتند پشت هر درِ بسته آزادی است و قفلِ شکسته گفتند پشت هر درِ بسته... دیدیم در وجود ندارد!! . گفتیم: شُکر! چشمِ تری نیست گفتیم: شُکر! که خبری نیست...
-
خاکستری / مهدی خدابخش
پنجشنبه 16 بهمن 1399 11:04
خاکستری، خاکستری، خاکستری، تاریک... این چندمین سال است که رخت سیاهم را... این روزها، عکس تو را هر بار میبینم... بغض صدایم، میفشارد گیجگاهم را! من توی یک غار عجیب و سرد بودم که... دنیای من دنیای تاریکی و وحشت بود! دنیای من دلخسته از این نارفیقیها... دنیای من، دنیایی از کابوسِ ظلمت بود ! فریادِ غمگینِ سکوتم...
-
سواحلی و منظومه خوزیات / مهدی اخوان ثالث / حسن صنوبری
پنجشنبه 20 آذر 1399 20:04
اگر با اخوان مانوس نباشیم، یعنی دفتر شعرهای مهم و معروفش را نخوانده و نفهمیده و دوست نداشته باشیم، البته که کتاب «منظومه ی بلند سواحلی و خوزیات» مرحوم مهدی اخوان ثالث (م.امید) برای ما خیلی قابل توصیه نیست. اما در غیر این صورت این کتاب، دفتر شعرِ بسیار خواستنی و خاصی است. با شعرهایی درخشان و زیبا. گفتنی ست عمومِ شعرهای...
-
چهارپایان شعر نیمایوشج/ مهدی عاطفراد
یکشنبه 28 اردیبهشت 1399 07:23
از پس پنجاهی و اندی ز عمر نعره برمیآیدم از هر رگی کاش بودم باز دور از هر کسی چادر و گوسفندی و سگی □ نیما شاعری طبیعتدوست و طبیعتگرا بود و سالها و فصلها و ماههای زیادی از عمرش، به خصوص در دورهی نوجوانی، در دل طبیعت یوش و روستاهای پیرامون آن، و در جنگل و کوهپایه و بیشه و دشت و صحرا و درکنارهی رودخانه یا لب چشمه...
-
سیاوش عزیز!/ مهدی عاطف راد
یکشنبه 28 اردیبهشت 1399 07:14
یاد دلگشای تو، سیاوش عزیز! شبچراغ خاطر من است شبچراغ قلب بیامان و سخت در نبرد با سیاهی شبانهام چهرهی همیشه خنده بر لبت نمیرود ز خاطرم آن نگاه مهربان پرصمیمیت آن تبسم پر از صفا آن صدای دلنشین بم آن کلام دلپذیر الفتآفرین آن وجود نازنین هرگزم نمیرود ز یاد چون ستارهای همیشه روشن است کوکبیست تابناک کوکبی که...
-
نگاهی متفاوت بر شعری از آقای علی غلامی / سارا چگنی زاده
یکشنبه 14 اردیبهشت 1399 15:09
به نام خدا نگاهی بر شعر آقای غلامی رویاهای سفیدی که در آسمان سفر می کنند رویاهای سرگردانی که انگار به سر گور مردم زمین می گریند و زار می زنند آنچنان که سیل روان شود، و هر قطره از اشکشان دانه های آرزوی محالی است که به خیال مردم زمین می بارد... اینبار قصد ندارم شعر را از لحاظ درون مایه و پیام راوی، بررسی کنم.نمی خواهم...
-
نقدی بر یکی از اشعار خانم لیلا کرد بچه
یکشنبه 14 اردیبهشت 1399 15:07
به نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد دورا دور با آثار شاعر محترم سرکار خانم کرد بچه آشنا بودم .حس زنانگی و مادرانه ای که در هر زن و مادر اصیل ایرانی و مادر اصیل در هر جای دنیا با ضافه ی اندیشه ی هنر گرایانه و تفکر و احساس و تخیل و شاعرانگی یک شاعر و آن هم از نوع زن که طبعی گرم تر و جنسی لطیف تر نسبت به...
-
شصت و پنج سال گذشت/ مهدی عاطفراد
جمعه 29 فروردین 1399 07:52
شصت و پنج سال از تولدم گذشت شصت و پنج سال رهسپردنی که بود پرفراز و پرفرود شصت و پنج سال طی شده که عمر آن فقط کمی درازتر از عمر آه بود شصت و پنج سال رنج و شادی به یاد ماندنی شصت و پنج سال ناامیدی و امید در ستیز و کشمکش شصت و پنج سال تاب و تب شصت و پنج سال التهاب و اضطراب روز و شب شصت و پنج سال کوشش و تلاش سخت و بیامان...
-
خوابهای خوش و ناخوش نیما/ مهدی عاطفراد
جمعه 29 فروردین 1399 07:48
غم این خفتهی چند خواب در چشم ترم میشکند. نیما در شعرهایش بارها سخن از خواب گفته، از خفتگان و خوابآلودگان و خوابزدگان و خواببینندگان، از خوابهای خوش و ناخوش خودش و دیگران و از خوابهایی که دیده یا دیدهاند، از خواب تیزپرواز، از خواب پادشاه فتح، از خواب غافلان و ناهشیاران، از خفتگان فلجی که در انتظار یک روز خوش فرج...
-
از چشم عقاب / خلیل جوادی
شنبه 9 فروردین 1399 14:47
چون تشت مسی، که با طنین می افتد از نقطه ی اوج بر زمین می افتد با کرکس و لاشخوار هر کس بپرد از چشم عقاب تیز بین می افتد