-
کرباس / محمد ابرغانی
یکشنبه 28 مهر 1398 11:06
همین یک تکه کرباسست ! ... و می بلعد بدون وقفه آن حلوای با زور و تقلا آمده از خوان غارت را همین یک تکه کرباسست آقا جان خوشا آنکس که وقت دست شستن از تعلق ها سبکبارست و در پشت سرش جز رحمت و یاد نکویی نیست امان از حرص و آز آدم خاکی ..... سه خرما را به یک یورش چپاند در دهان خویش پسر یک چای دیگر هم بیاور شد گلویم خشک! درون...
-
پاییزانه2 / محمد علی شاکری یکتا
شنبه 27 مهر 1398 17:25
از بس که خواب نیمه شبم را پریده ام دیگر چراغ های جهان هم خاموشی مرا روشن نمی کنند. بیرونِ این اتاق پاییز ، گل کرده و صنوبر پیر می خواهد آسمان روشن شود دستم نمی رسد به تو دریا! بوی تو را ولی از نم نمای ریزش باران شنیده ام. شهریور از کلام من آشوب می شود. دزدانه می خزند در ذهن آبنوسی شب ، لایه های رنگ. حالا کنار پنجره ،...
-
شعر/ حسین جنتی
شنبه 27 مهر 1398 17:23
شعر شاید روزگاری فنِّ مردان بوده باشد بر گلوی ظالمان چون تیغِ بُرّان بوده باشد . شعر شاید روزگاری دور، در مُلکِ خراسان، با ابوالقاسم پیِ احیای ایران بوده باشد! . شعر شاید روزگاری در ردای حرفِ حقّی همدمِ پیری به غُربتگاهِ یُمگان بوده باشد! . گاه شاید در میانِ تُرکتازیهای دونان، با گُمانِ مصلحت در لاکِ عرفان بوده باشد...
-
ضرورتی غریب / لیلا کاظمی فراهانی
شنبه 27 مهر 1398 17:23
از نشست پایه های روز توی دنده هام تا رسوب ِ شعر در گلوی هر شبم صدهزار و درد دفعه مرده ام ، ولی این سکوت آخر است که مرده بر لبم من ؛ که در صدای مرد ِ شاعری نشسته ام عاقبت شبی به جای شعر می کُشد مرا این گلایه نیست ، شرح ِ شطحیات نیست عاقبت شبی خدای شعر می کشد مرا بو گرفته مانده شعرهای احمقانه ای نعش روی نعش روی دوش ِ...
-
ژولیو / یانیس ریستوس / ترجمه فریدون فریاد
شنبه 27 مهر 1398 17:23
در میهنمان ما را تعقیب میکنند چراکه میهنمان را بسیار دوست میداریم چراکه این درختان زیتونِ کوچکِ همچون پیرزنانِ مهربانمان را با چارقدهای خاکستریرنگشان و لبخند پرچین و چروکشان، دوست میداریم چراکه تاکستانهای رنجکشیدهامان را با خشمشان و با اندوهاشان دوست میداریم این مرمرهای شکسته را که شبهنگام آستانهی...
-
همزبان با سعدی.../ علی رضا طبایی
شنبه 27 مهر 1398 17:21
پسلرزهها و لرزهها، ـ یک لحظه، از جنبش نمیمانند! تا بوده و بودهست، هر روز خشت دیگری از پایههای کهنهی پوسیده، میریزد دیوار و سقف و هرچه... فرسودهست! آیا نمیبینند؟... ـ یا خوابند! ـ یا... امّا نه، بیدارند! * همسایهها، چشمانتظارانند! موران و موش و موریانه، ـ در نهانِ سقف و در، ناخوانده مهمانند! دیوارها، از...
-
جرقه / محمد رضا راثی پور
شنبه 27 مهر 1398 17:20
شبی در آینه چشمهای غمگینت جرقه خواهم شد جرقه ای که به کوتاهی حضور شهاب به چهره ات بنشاند فروغ لبخندی!
-
ﭘﺮﯾﺰﺍﺩ / حسن اسدی
شنبه 27 مهر 1398 17:19
روی تابان، ﺯ ﻣﻦ ﺍﯼ ﻣﺎﻩِ ﭘﺮﯾﺰﺍﺩ، ﮔﺮﻓﺘﯽ ﺁﻧﭽﻪ ﭘﯿﻤﺎﻧﻪﯼ ﭼﺸﻢِ ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﮔﺮﻓﺘﯽ غرقِ حیرانی ام ﺍﺯ ﻣﺮﻍ سبکبالِﺧﯿﺎﻟﻢ ﺗﺎ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺑﻪ لبِﺧﺎﻝ ﺗﻮ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﺍﯼ ﮐﻤﺮ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻭﯾﺮﺍﻧﯽِ گلدشتِ محبت نفَس عشقﻣﺮﺍ ،ﺧﺎﻧﻪﺍﺕ ﺁﺑﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﺭﻣﺰ « ﺧﺴﺮﻭ» ﺷﮑﻨﯽ، ﺷﯿﻮﻩﯼ «ﻓﺮﻫﺎﺩ»ﻓﺮﯾﺒﯽ ﻣﮕﺮ ﺍﺯ خنده ی «ﺷﯿﺮﯾﻦ»ﺩﻫﻨﺎﻥ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﯽ ﻋﻨﺒﺮﺍﻓﺸﺎﻥ ﺷﺪﻩ آفاقِ پُرآشوبِ...
-
نوخسروانی / علی عباس نژاد
شنبه 27 مهر 1398 17:19
هیچ آینهای، هیچ چراغی، شب مطلق انگار نه انگار که باید بزند نبض قلب من و تهران به یک اندازه گرفتهست #علی_عباسنژاد @NokhosrovaniAbbasnejad
-
دیدن تبریز / سید مرتضی معراجی
شنبه 27 مهر 1398 17:18
لطف مهر نوبهاری سطوت پاییز را بشکند چونان که لبخندی غم ناچیز را از غبار راه می آیم دلم تاریک شد دست باد یاد بزدا این غبار آمیز را هق هقم می گیرد و راهی بغیر از گریه نیست سد چه خواهد کردن این دریای توفان خیز را یادشان انگیزه ی شعر و سرود است و غزل ترک کردم گرچه من ترکان شور انگیز را شهر یاران است و دارد «شهریاری» بی...
-
تقدیم / محمد جلیل مظفری
شنبه 27 مهر 1398 17:18
به جاودانیاد، #حسین_منزوی که با "غزل" جاودانه شد شب از هجوم بغض "آبی"ات شکست* و لحظهای به وسعت هزار سال تمام هستیات شکفت در جوانههای سبز یک نگاه سکوت پر شد از غزل/ هزار واژه ناگهان به گوشۀ لبت نشست و من حسود لحظههای عاشقانهات شدم. کنون تو رفتهای و من به سوگ واژه واژۀ غزل چراغدار حرمت بلندِ...
-
آنگونه / امیر دادویی
شنبه 27 مهر 1398 17:17
آنگونه دیدمت ...آنگونه ای که پرستو بهار را در سرسرای چمن آنجا که روح خسته ی فانوسم هرگزبکار نیامد درفرصت هماره ی خورشید دروازه های فصل گشوده شد وهجوم سبزها لختی درختان را آبرویی دوباره بخشید و بخشندگی ابر بی قرار را آنگونه دیدمت آنگونه ای که پرستو بهار را بداهه تقدیمتان
-
طرح / محمد رضا راثی پور
شنبه 27 مهر 1398 17:17
یک صبح پر تلاطم نیلی که صید مناز تور پاره پاره ذهنم فرار کردگیسوی باد بود که بر ماسه های یادآرام می نوشت که فرصت تمام شد
-
ابر اندوه / سید مرتضی معراجی
شنبه 27 مهر 1398 17:17
بعد مکثی و سلامی دست در آغوش روی هم را خوب بوسیدیم چند سالی بود بی خبر بودیم از حال هم و حالا یکدیگر را باز می دیدیم راستی او بود با همان مهر و محبت با همان رفتار با همان دستان گرم دائما تبدار چشم ها آن چشم گونه و ابرو همان و طرح چهره با همان خط و خطوط اما کمی پر رنگ تر انگار زلف ها هم -زانچه مانده- بیشتر میل سپیدی...
-
خاورِمیانه / کوروش آقا مجیدی
شنبه 27 مهر 1398 17:15
هرچه نقشه می کشم ، خاورِ میانه اش سیاه می شود ! رنگ چاه های نفت رنگ اعتقاد های نخ نما رنگ جهل . این همه تعصب از کجا در این سیاه چاله جمع شد ؟ هرچه نقشه می کشم ، خاورِ میانه اش زخم خورده است ؛ زخم کهنه ی برادر از برادرش هرچه نقشه می کشم خاورِ میانه اش یک گدای ژنده پوش می شود که روی تختی از طلا آرمیده است . کاش می شد ،...
-
از تاریکی نوزده/ امیر دادویی
شنبه 27 مهر 1398 17:12
تو را درنگ میکنم در این همیشۀ غبار کنارِ گرگ و میشِ روزگار تو را درنگ میکنم .... و جملههای ناقصِ مؤذّنان تبسّمِ غروب کسالتِ چراغ در این خزانِ بیزمان تو را درنگ میکنم که بادها همیشه درنهایتم وزیدهاند که گرگها درونِ لحظه لحظهام دویدهاند بیستوچهارم مهر نودوهشت #امیر_دادویی @amirdadooei
-
سه گانی / پاییز رحیمی
شنبه 27 مهر 1398 17:11
ای چشم مهربان تو صبح علی الدوام؛ روز از کنار پلک تو آغاز می شود خورشید من، سلام!! #پابیز_رحیمی @paeizrahimi_3 @segani_golchin
-
محک / آرزو حقیقی
شنبه 27 مهر 1398 17:11
من درخت سایه گسترم؛ روی زخم من نمک نزن! با تبر مرا محک نزن! #آرزو_حقیقی @segani_golchin
-
شیراز با شعر نیمایی هیجگاه کنار نیامد/ فیض الله شریفی / یزدان سلحشور
شنبه 27 مهر 1398 16:23
یزدان سلحشور ایران آنلاین / فیض شریفی یا به روایت شناسنامهاش فیضالله شریفی متولد 14 آذر 34 در بهبهان است اما سی و هفت سال است که مقیم شیراز است و از معدودپژوهشگران ادبیات معاصر است که هم به ادبیات دوران مدرن کشور اشراف کامل دارد هم به شکلی کاملاً تخصصی بر شعر استان فارس و همین طور بوشهر. صحبت درباره شعر بوشهر را به...
-
به آشیانهام بیا/ مهدی عاطفراد
شنبه 27 مهر 1398 11:03
شب سیاه غربت است و خانهی دلم چه سرد و خالی است دلم گرفته سخت و غرق موج رنج در محاق بیکسی نشستهام غریبهوار پرم از اضطراب انتظار از این همه سیاهی سترون عبوس و سرد خستهام از این همه سکوت سنگوار دلشکستهام نه یک چراغ روشنی، نه یک رفیق همدمی نه خندههای شادمان، نه از امیدها نشان نه از برای زخمهای خونچکان قلب چاکچاک...
-
پنجرههای شعر نیما یوشیج/ مهدی عاطفراد
شنبه 27 مهر 1398 10:57
با آنکه نیما یوشیج، مطابق آنچه در آخرین سرودهاش گفته، زندانی شب تیره بوده: این منم مانده به زندان شب تیره که باز شب همه شب گوش بر زنگ کارواناستم (شب همه شب) با این وجود، زندان شب تیرهی او پنجرههایی به سوی صبح و روشنایی هم داشته که نگاهی به این پنجرهها خالی از لطف نیست. به روی در، به روی پنجرهها به روی...
-
پرویز خائفی و شعر نیمایی/ مهدی عاطفراد
شنبه 27 مهر 1398 10:53
پرویز خائفی، شاعر شیرازی، با غزلهایش و با شعرهای نیماییاش شناخته شده و جایگاه خاص خود را در شعر دهههای چهل خورشیدی به بعد داشته است. نکتهی جالبی که در بررسی شعرهای او توجه را جلب میکند این است که بین غزلها و شعرهای نیمایی او پیوندی تنگاتنگ وجود دارد. در حقیقت، خائفی با جمع کردن تمام ویژگیهای مثبت و زیبای غزل در...
-
سه شعر از پرویز خائفی
جمعه 26 مهر 1398 19:32
خواب چشم به راهم چو دشت تشنه باران روزی اگر ابر سایه گسترد آنروز بشکفد از خاک خشک خانه من باز شادی خواهش چو بوته ای به بهاران روز یاگر ابر سایه گسترد افسوس اینهمه رنگین کمان خواب و خیالست دست ترا گرفتم چشمت وفای صبح دروغست من از دروغ چشم تو می ترسم چشم تو هولناکی زیباییست میعادگاه شرم و گناهست در چشم تو مداومت شب...
-
نقدی بر مجموعه شعر کی شعر تر انگیزد / پرویز خائفی / محمد رضا راثی پور
جمعه 19 مهر 1398 20:28
برای یک شاعر مهمترین دغدغه و دلمشغولی توفیق یافتن در ارتباط با مخاطبان و نزدیک کردن من شعری خود به من مخاطبان است. یعنی او باید به مثابه یک روان شناس و جامعه شناس ژرفکاو رگ حساس مردم را بیابد و سپس از آن طریق به سهولت برداشتها و انکشافها و پیامهای خود را به جامعه القا کند.و از آنجا که شعر حافظ در فراگیر شدن و راه...
-
خائفی از نگاه دیگران / روز نامه عصر مردم
پنجشنبه 18 مهر 1398 15:19
منوچهر آتشی : خائفی شاعری است که نخستین سیاه مشقش را - در شعر -وقف این کرد که بعد ظلمانی نویسنده – شعر را ترســیم کند که گرچه نارســا بود ولی از همان نخست هویت شاعری و استقلال شعر او را رقم زد. گو اینکه پرویز به انگیزه «زود رســیدن» چیزی نمانده بود که غرق ورطه چهار پاره سرایی شود ولی خوشبختانه آن ارتفاع دریافت و عمق...
-
پرویز خائفی: نمیتوانم همه را جارو کنم و یک دفعه شعر نیمایی بگویم
پنجشنبه 18 مهر 1398 15:15
شاعر شیرازی میگوید شعر فارسی از رودکی شروع شد و با مضمون و زیباییهای لفظ همراه بود و با حافظ به اوج خود رسید. زینب کاظمخواه: پرویز خائفی اهل شیراز است، در خیابان هدایت در آپارتمانی که میگوید دوستاش ندارد با پنجرهای که به جای باز شدن به کوه و باغ به یکی از خیابانهای شلوغ شده شیراز باز میشود؛ میان انبوه کتابها...
-
گفتگوی منتشر نشده با زنده یاد پرویز خائفی/ مریم ایمانی / اختصاصی افسانه آنلاین
دوشنبه 15 مهر 1398 16:48
*از پرویز خائفی بگویید و از خانوادهای که در آن بزرگ شد. شانزدهم آذر ماه سال 1315 در محله دروازه کازرون شیراز به دنیا آمدم. پدرم وکیل دادگستری و در کار خود سر آمد؛ پدرم آدم معرفی بود و به اقتضای کارش چند سالی را در شهرهای مختلفی و در مدرسه شاپور کازرون و سعادت بوشهر مشغول تحصیل بوده ام؛ پس از گذراندن این مدت به شیراز...
-
آوازهای آویزان /پرویز خائفی
دوشنبه 15 مهر 1398 16:43
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۱:۲۱ آوازهای آویزان شاعر: پرویز خائفی ناشر: نوید شیراز ، چاپ اول، ۱۳۹۳ ۱۳۶صفحه، ۵۸۰۰ تومان **** «آوازهای آویزان» چهاردهمین اثر شاعریست از خطه شعرای بزرگ ایرانی حافظ و سعدی. سراینده این اثر پرویز خائفی، به سال ۱۳۱۵ در شیراز زاده شد و تحصیلات خود را تا لیسانس ادبیات در همین شهر...
-
در ستایش شاعر / سایت دانشنامه پارس /محمد جواد کاظمی
دوشنبه 15 مهر 1398 16:22
اهالی فرهنگ فارس، عصر بیست و نهمین روز اردیبهشت ماه معروف شیراز، در ستایش شصت سال شعر و تدریس و پژوهش پرویز خائفی، در دانشگاه حافظ شیراز گردهم آمدند. بزرگداشت این شاعر بزرگ شیراز، در جمعی صمیمی از دوستان و علاقه مندانش تا پاسی از شب ادامه داشت. *خائفی مردی است از تبار حافظ کوروش کمالی سروستانی، مدیر دانشنامه فارس در...
-
گفتگو با پرویز خائفی / زهره سمیعی
دوشنبه 15 مهر 1398 16:19
شاعر شیرازی میگوید شعر فارسی از رودکی شروع شد و با مضمون و زیباییهای لفظ همراه بود و با حافظ به اوج خود رسید. پرویز خائفی اهل شیراز است، در خیابان هدایت در آپارتمانی که میگوید دوستاش ندارد با پنجرهای که به جای باز شدن به کوه و باغ به یکی از خیابانهای شلوغ شده شیراز باز میشود؛ میان انبوه کتابها نشسته و از درد...