-
نظام منطقی شعر / اسماعیل امینی
یکشنبه 9 دی 1397 14:49
نطق آب و نطق خاک و نطق گل هست محسوس حواس اهل دل اگر چه در شعر منطق معمول در نثر و نوشته های استدلالی رایج نیست، مگر در اشعار تعلیمی ، اما روابط میان اجزای شعر مبتنی بر نظمی است که می تواند مخاطبان را با خود همراه کند. اگر می گوییم که در شعر ، منطق معمول رایج نیست این گونه هم نیست که شعر آمیزه ای از جملات و عناصر درهم...
-
آسمان، آبستن ماه است/ مرتضی دلاوری
یکشنبه 9 دی 1397 14:30
آنکه میگوید، نمیبیند وآنکه میبیند، نمیگوید شاعران را حسرتِ زوزه گرگها را رنجِ گردندرد خواهد کشت.
-
خاطره مجید انتظامی از احمدرضا احمدی
یکشنبه 9 دی 1397 09:48
سال 1356 بود. من از خانوادهام جدا شده بودم و تنها زندگی میکردم. هنوز ازدواج نکرده بودم و هزینههایم با خودم بود. حقوقی که آن موقع وزارت ارشاد بابت نوازندگی در ارکستر سمفونیک به ما میداد سههزار تومان بود و کفاف مخارجم را نمیداد. کارهای مختلفی میکردم از مسافرکشی بگیرید و بروید جلو و اصلا این طور نبود که فکر کنید...
-
بخش کوتاهی از گفتوگوی سیروس شاملو(فرزند شاملو) با کامیار شاپور(فرزند فروغ)
یکشنبه 9 دی 1397 09:47
ـ یک پرسش متفاوت، شما از کِی با شخصیتی با نام فروغ در جایگاه شاعری مشهور (نه مادر) آشنا شدی؟ من از سیکل اول با شعرهای فروغ آشنا شده بودم. کتابهاش را پدرم میآورد و میخوندم؛ یعنی توی سن 14- 13 سالگی شعراش را کامل خونده بودم. ـ خب خوندن این شعرا توی اون سن، بهدلیل رمانتیک بودن شعرها، خیلی تاثیرگذار است. با توجه با...
-
خاطرهء حسین منزوی از مهدی اخوانثالث / بهنقل از کتاب باغ بیبرگی
یکشنبه 9 دی 1397 09:45
یکشب دوستی را که بسیار مشتاق دیدن امید بود با خود به خانهاش بردم. راستش ماهها بود که در زنجان بودم و فترتی در روابطمان ایجاد شده بود و اندکی نگران بودم که مبادا خیلی تحویلمان نگیرد و به قول معروف پیش طرف کنفمان کند. اما برخورد آن شبش بهقدری گرم و پر شور بود که راستش مرا به گریه انداخت. شاید بیست بار مرا بوسید، رها...
-
خاطره مفتون امینی از نصرت رحمانی
یکشنبه 9 دی 1397 09:44
یکروز کتاب «پوچ» نصرت درآمده بود. او توانسته بود برای این کتاب مقدمهای از نیما بگیرد. مقدمه در کاغذی سبزرنگ با خط نیما نوشته شده بود و نصرت خیلی خوشحال بود. ما هم کمی حسودی کردیم و او به ما شام داد. نصرت آدم خیلی خاصی بود و حالتی عصیانی داشت. آن موقع او مأیوس هم نبود، مأیوس بودنش در اواخر سال ۴۹ و اوایل سال ۵۰ بود؛...
-
نامهٔ اکبر رادی به عباس معروفی در سال 1357
یکشنبه 9 دی 1397 09:44
«گمان نمیکنم هیچکس از صحابهٔ قلم مثل من این روزها در اختناق و زیر ضربه مانده باشد. یکی دو نعره کشیدیم و خیال میکردیم به پژواک نعرهٔ ما پنجرهای باز میشود. نوری به صحنه میتابد. زمین زیر پای ما تکان میخورد ولی زمین که هیچ، حتی آب از آب تکان نخورد. حتی پیچها را برای ما سفتتر هم کردهاند. آثارم مطلقاً در بازار...
-
متن نامۀ فروغ فرخزاد به سهراب سپهری (تهران ـ رم)
یکشنبه 9 دی 1397 09:43
«سهراب عزیز من می خواستم باز هم با تو قهر کنم. چون دو روز آخر را غیب شدی و من نتوانستم با تو خداحافظی کنم. من برایت نامه خواهم نوشت. فقط این کارت را دادم که بدانی به فکرت هستم و در ضمن از حال من هم خبر داشته باشی. امروز ظهر و دیروز با ضیاپور بودیم و راجع به تو با او صحبت کردم. قرار شده به تو برای پاییز بورسی بدهد.حتما...
-
نمونه های شعر دیروز برای تبرک
یکشنبه 9 دی 1397 09:43
باغ بی برگی / مهدی آخوان ثالث آسمانش را گرفته تنگ در آغوش ابر؛ با آن پوستین سرد نمناکش. باغ بی برگی، روز و شب تنهاست با سکوت پاک غمناکش. ساز او باران، سرودش باد جامه اش شولای عریانی ست. ور جز اینش جامه ای باید، بافته بس شعله ی زرتار پودش باد. گو بروید، یا نروید، هر چه در هر جا که خواهد، یا نمی خواهد. باغبان و رهگذاری...
-
نو سازی زبان / علی گل گلاب
یکشنبه 9 دی 1397 09:34
#علی_گل_گلاب: زبان در زمان و مکان همواره با عارضه های مختلف روبه روست. به این مفهوم که هم در بعد تاریخی و هم در بعد جغرافیایی دچار دگرگونی می شود. نوسازی زبان در این دگرگونی به دو مولفه آن وابسته است: یک_ زایایی زبان. دو_ بروز شدن آن (آپدیت شدن) زایا بودن زبان یعنی اینکه زبان در طول زمان و در محیط جغرافیایی از نظر...
-
درباره احمد شاملو / محمد رضا شفیعی کدکنی
یکشنبه 9 دی 1397 09:32
حق این است که شاملو را برای نسل جوان امروز باید تجزیه و تحلیل کرد. ممکن است در این تجربه خیلی از مُحَسَّنات او تبدیل به نقاط ضعف شود ولی بههرحال، از این کار گزیری نیست. این کار را آیندگان با بیرحمی خواهند کرد. اگر جوانان امروز بدانند که شخصیّت ادبی آقای شاملو چگونه تشکیل شده است، هرگز اینگونه عمر خود را صرف شعر، آن...
-
⚫️ شعر قابل تامل افشین علا در سوگ دانشجویان جان باخته
یکشنبه 9 دی 1397 08:59
قتلگاه است این خدایا! این که دانشگاه نیست سهم دانشجو از آن جز اشک و خون و آه نیست در قفس هم بر جوانان بسته شد راه نفس بعد از این یوسف به زندان هم مصون از چاه نیست گرچه گیرد چون عوارض، پول های بی حساب جاده ای پر پیچ و خم مانند این بنگاه نیست ای رئیسان! بنزهاتان را مجهزتر کنید چون در این بیغوله حتی امنیت در راه نیست در...
-
فروغ / حسین رمضان پور
یکشنبه 9 دی 1397 08:58
هم شاکله ی نبوغ را می فهمید هم طائفه ی دروغ را می فهمید دنیا به مدار آدمیت می گشت یک مرد اگر «فروغ »را می فهمید #حسین_رمضانپور https://telegram.me/fanosmehr70 آتشکده شعر
-
ای تو همه تو!/ سید علی میر افضلی
شنبه 8 دی 1397 19:39
رشیدالدین فضلالله همدانی در تفسیر لطایف الحقایق خود (ج ۲، ۵۲۵) آورده است: «حق تعالی در زبانهای عموم خلق انداخته و میگویند که: ای تو همه تو! چنانکه از بو علی رحمهُ الله نقل میکنند این رباعی: بسیار سخن شنیده و خواندهایم بسیار کتب خوانده و راندهایم هم با سخن پیر زنان آمدهایم ای تو همه تو! جمله فرو ماندهایم»....
-
ما / محسن صلاحی راد
شنبه 8 دی 1397 19:38
طوریکه من تواَم تو منی درهم و بههم از جمعِ ما ــــ من و تو ــــ دو حاصل نمیشود... #محسن_صلاحیراد کوچۀ کلارا، ۷ دی ۱۳۹۷ @mohsensalahirad
-
خوشه چین / محمد جلیل مظفری
شنبه 8 دی 1397 17:11
چشمهات خوشه چینِ آفتاب شانهات نوازش حریر خواب بازکن دریچههای چشم خویش را وز فراز اوجهای دوردست بر سیاه روزگار من بتاب آه... این صدای توست چکه چکه میچکد به شوره زار جان من؟ پس دوباره با بهار آمدی کاین چنین شکفته با شکوفههای باغ خوشههای شعر بر زبان من آه ای درنگ ِ لحظهای زچارفصل عمر بیبهار من "لحظه"...
-
یک فال اشتباه / مازیار حسنی
شنبه 1 دی 1397 09:03
منعاشق توام.... گاهی میان دشت گاهی کنار رود هر روز خاطرات تو را لمس میکنم .... وقتی که رد پای تو در خاطرات من تکرار می شود.... فریاد می زنم... منعاشق توام ... رفتی ولی هنوز از دل نرفته ای.... داری درون سینه من گریه می کنی.... این اشکهای توست که از گونه های من ... هر روز می چکد.... تکرار میکنم... منعاشق توام......
-
دست خستهی مرا رها نکن/ مهدی عاطفراد
چهارشنبه 28 آذر 1397 21:59
از کنار من نرو دست خستهی مرا رها نکن بی تو من سقوط میکنم بی تو پرت میشوم به درهی عمیق و هولناک بیکسی بی تو میروم فرو به قعر ورطهی سیاه یأس بی تو غرق میشوم در عمق باتلاق خستگی بی تو میشوم اسیر بندهای ناگسستنی دلشکستگی بی تو داغ سوزناک و زجرآور فراق داغدار میکند مرا بی تو درد حسرت و دریغ میکشد مرا. در مسیر...
-
وجدان بیدار لبخند/ مهدی عاطفراد
چهارشنبه 28 آذر 1397 21:43
چند سال پیش از آنکه نیما شعر بلند "پادشاه فتح" را که یکی از شاهکارهایش است، بیافریند، ایدهی اصلی آن شعر را در ذهنش میپرورانید و پخته میکرد و در شعرهای کوتاهتر دیگری، آن را مطرح میکرد. ایده این بود: در دوران سیاه ناکامی و شکست، وجدان بیدار روشنایی و امید از بین نرفته و نابود و خاموش نشده، بلکه در...
-
نگاهی گذرا به آثار صادق چوبک
یکشنبه 25 آذر 1397 20:39
آیا دلیل روی برگرداندن چوبک از تصویر زندگانی امروز، مردمگریزی وخلوت گزینی اوست؟ یا فراتر از تعهد اجتماعی؟ یا خالی شدن... صادق چوبک نویسنده معاصر ایران به سال سال 1295 در بوشهر زاده شد و کارش را درست در هنگامه جنگ جهانی دوم - که شعلههای آتش جنگ به ایران هم رسید - آغاز کرد. داستانهای...
-
سفر / سودابه امینی
شنبه 24 آذر 1397 21:07
پر کشید ورفت مثل هر پرنده ی رها رو به سوی بیکرانه ها رو به سوی دوست . ای قبیله ی غریب عشق بعد از این نبض تو پر از صدای بال های اوست
-
یک نقطه روی خط.../ محمد علی شاکری یکتا
شنبه 24 آذر 1397 20:35
گفتند دنیا حساب ندارد کتاب هم با این حساب ما را با نقطه ها ی خود می چینند با خط کش فلزی اندازه می گیرند پرگار بدگمانی شان را در مرکز عواطف مان می چرخانند. یک نقطه روی خط یک خط برای رسم رها یی درساعتی که فاصله ها محو یک خط کش فلزی کوچک یک سانت و ذره ای ابهام عاشقی اندازه ای شعاع نتابیده با لیزرسکوت درمرکزتمایل دنیا به...
-
طبیعت در شعر/مرتضی کاخی
شنبه 24 آذر 1397 20:26
شعر از اول زبان طبیعت بوده است. اگر شاعری می خواسته کلمه ای را وضع کند آن را از جریان طبیعی خود خارج می کرد وگرنه اصلا نمی توانستند شعر بگویند. حتی شعر پیش از اسلام و خسروانی هم چنین طبیعتی داشته است. در کتاب معنای معنا که به تازگی رضا قنادان بخش هایی از آن را در کتابی به همین نام آورده است، نوشته شده زبان دو نوع است...
-
یاد / انسیه رجب زاده
شنبه 24 آذر 1397 20:21
یاد تو در وجود من اینگونه است حالی شبیه خلسه ی این شبهام آرام در جزیره ی نا آرام
-
چرا منوچهر آتشی چهرهی ماندگار شد؟/ فیض شریفی
شنبه 24 آذر 1397 19:37
دوم مهرماه زادروز منوچهر آتشی است. فیض شریفی میگوید، اگر آتشی میدانست چند روز بعد از برگزیده شدن به عنوان چهره ماندگار، از دنیا میرود، این جایزه را نمیپذیرفت. او معتقد است، روحیه وسیعالمشرب آتشی و گرفتاریهای مالی او باعث شد که به این سمت کشیده شود. فیض شریفی، شاعر و منتقد ادبی، به مناسبت زادروز منوچهر آتشی در...
-
کشف شاعرانه چیست؟ / اسماعیل امینی
شنبه 24 آذر 1397 19:34
گاهی در نقد شعر با این عبارت مواجه می شویم که فلان شعر کشف شاعرانه ندارد، برخی از شاعران کم تجربه و مخاطبان عام شعر گمان می کنند که این اصطلاح برای سنگ اندازی در راه شاعران دیگر است . گاهی برای منتقد توضیح می دهند که من در این شعر منظورم این بود که مثلا ارزش عشق و وفاداری را نشان بدهم و از بی وفایی ها انتقاد کنم، آیا...
-
تو از .... / سعید سلطانی طارمی
شنبه 24 آذر 1397 16:39
سفر کنیم . بیا سفر کنیم از این سترونی که از درون ما تنوره می کشد و هرچه را که بارور شده و هرچه را که رشد می کند که صبر می کند که از عبور ابر و سایه و پرنده تر شده به کام می کشد تو از کدام سو رسیده ای تو از کدام، از کدام ، از کدام آینه وزیده ای که هرچه بو و با و بی در این فضاست از تو می رسد. به قلب من نگاه کن چروک می...
-
داستان شهر بی کلانتر / محسن الوان ساز
شنبه 24 آذر 1397 16:24
تصویری از یک تلگراف مربوط به درمان شاملو در فضای مجازی دست به دست می چرخد مبنی بر این که وی از هویدا برای هزینه درمانش کمک خواسته و دولت نیز سخاوتمندانه هزینه درمان ایشان را پرداخته است و از او به عنوان نمک نشناس و ناسپاس نام برده اند! اول این که کارنامه سیاسی شاملو زندان رفتنش در دوره پهلوی و کتاب هایی که خمیر شدند و...
-
تامل / محمد رضا راثی پور
شنبه 24 آذر 1397 16:19
مرد، نشسته در انزوای غم انگیز ایوان ، مرداب تیره ایست که می لرزد کودک آتشگردان را می چرخاند خرده شراری که از مدار سر بر می تابد از پس چندی که می گراید بر سرخی در دل تاریک شب فرو می میرد در سر مرد غمین طنین می ا ندازد ناله مجروح ناشناسی که شبی آمیخت با صفیر گلوله ایوان ، مرداب تیره ایست که کودک آتشگردان را - چرخ زمان...
-
در پس آینه / محسن صلاحی راد
پنجشنبه 22 آذر 1397 09:59
زمان که دایره زد، ناگهان تو را دیدم که پشتِ آینه در چشمهام میخندی و دستهای مرا با خیال میبندی دو تن شدیم یکی شد مجازِ آندگری حواسِ من همه وهم و خیال و حفظ و جز آن حواسِ تو نظر و لمس و بو و گوش و زبان من از تو پیش رسیدم به مرزِ ظلمت و نور ولی فریبِ تو را خوردم و اسیر شدم نشسته در پسِ آیینه، خیره، پیر شدم......