مسافریست که گم کرده کوله بارش را
نه کوله بار فقط، دار یا ندارش را
مسافریست که بر رغم باختن هایش
دوباره قصد کند اخرین قمارش را
غریبه ها به تاسف سری تکان بدهند
در آن زمان که تماشا کنند کارش را
نشانی از که بپرسد که خود نداند کیست
کسی نگفته به او نسبت و تبارش را
مسافریست که در سنگلاخ ناکامی
ز دست داده کنون اسب راهوارش را
و در مقابله با غول یاس می کوشد
به ناخنش بکند لا اقل مزارش را!