.

.

یک شعر و دو شاعر / پیام سیستانی


داستان یک شعر و دو شاعر, یا داستان یک اثر و دو مولف , حکایتی ست که نه آغازش را کسی می داند و نه پایانش را . عمر این حکایت به بلندای عمرهنر و آدمی ست . از مشهور ترین ماجراهای  یک شعر و دو شاعر, ماجرای شعرهای انوری و حزین لاهیجی ست . قدما این موضوع را انتحال و نسخ نامیده اند و معاصرین سرقت ادبی . البته این موضوع , تنها به شعر و شاعری ختم نمی شود بلکه  می توان این نوشته ها  را به گستره ی فرهنگ وهنر نیز کشاند . 


 نشر سه  مجموعه شعر از بانو معصومه سراجی ( صحرا سیستانی ) به نام های همیشه دیر می رسیم , تب قلم و گزهای روزه دار, بهانه ای شد برای نوشتن این یادداشت های کوتاه . با خواندن تعدادی از شعرهای این کتاب ها ناخوداگاه به یاد شاعرانی افتادم  که  پیش ترها , شعرهایشان را در کتاب ها , مجلات و رسانه های مجازی خوانده بودم , برای همین تصمیم گرفتم که  این شعرها را بدون پیشداوری در کنارهم نشر کنم .  یاداوری می کنم که این نوشته ها, نقد و بررسی نیستند  بلکه نشر بی طرفانه ی اثاری هستند که دو مدعی و یا دو مولف دارند . دراغاز, ازهر گونه داوری می پرهیزم اما گمان دارم که این شعرها نمی توانند دو شاعرداشته باشند .

...


غزل : شب سنگر

شاعر:  معصومه سراجی


سری افکنده ام دیوانه در میدان خاطرها 

بزن گویی اگر داری از آن چوگان خاطرها 

صفای محفل جبهه تمام غم برد از دل 

نوای نینوایش هست  بلاگردان خاطرها 

چو بوی اتش و سنگر تمامی بر کشد دامن 

که دارند قدسیان آنجا سرو سامان خاطرها 

دو عالم را برد در اشک , شب مهتابی سنگر 

چنین ره می سپارد دل در این  باران خاطرها 

عقیق مهر همرزمان  مثالی  همچو خون  دارد 

روان چون حکم "بسم الله "در دیوان خاطرها 

شب مهتابی سنگر, درون انجمن شمعی 

چراغ شادی افروزد  در ایوان خاطرها 

ابد مدهوش خود دارد کلام جنگ و میدانش

دری بگشوده ام پنهان به یادستان خاطرها 


معصوم سراجی ( صحرا سیستانی ). کتاب تب قلم - ص۴۷

...


شاعر: نوذر پرنگ


سری افکنده ام دیوانه در میدان خاطرها 

بزن گویی اگر داری از آن چوگان خاطرها 

صفای صحبت صافی ضمیران غم برد از دل 

شراب آیینه ای دارد بلاگردان خاطرها 

نگه دزدیده ام امشب زچشمان پریزادی 

که می دزدد نسیم از کوی عیاران خاطرها 

چو بوی گل چنان برچیده دامن می کشد دامن 

که دارند آرزوی گرد او دامان خاطرها 

دو عالم را برد در خواب عالم های مهتابی 

چنین ره می سپارد در شب باران خاطرها 

عقیق مهر لب هایش مثالی دلگشا دارد 

روان چون حکم "بسم الله "در دیوان خاطرها 

به رغم غم حریفان با شبیخونی به شب بازان 

چراغ شادی افروزید در ایوان خاطرها 

ابد مدهوش خود دارد کلامم اهل معنی را 

دری بگشوده ام پنهان به یادستان خاطرها 


نوذرپرنگ - کتاب فرصت درویشان-۱۳۶۵ ص۲۱


( نوذر پرنگ، (زاده ۲۰ اسفند ۱۳۱۶ در تهران - درگذشت ۲۲مرداد ۱۳۸۵ در تهران) از مشهور ترین غزل سرایان و ترانه سرایان معاصر ایران ست . 


فرصت درویشان، مجموعه اشعار «نوذر پرنگ» به کوشش: سعید نیاز کرمانی، انتشارات پاژنگ، چاپ سال ۱۳۶۵

آن سوی باد، مجموعه‌ای از سروده‌های «نوذر پرنگ» (شامل غزل‌ها، شعرهای نیمایی، شعرهای سپید، مثنوی‌ها و چهار پاره‌های به هم پیوستهٔ او)، به کوشش: بیژن ترقی، انتشارات سنائی، چاپ سال ۱۳۸۲)


پیام سیستانی

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد