.

.

نجابت / وحید ضیایی


نجابت از آداب ادب ورزی ست و در عرصه هنر و ادبیات نیز نجیب و نانجیب بسیار است . طنز در ادبیات ایرانی از نخستین آثارشناخته شده اش از عبید زاکانی و حافظ تا اشرف الدین گیلانی و ایرج میرزا ... گاه بر خلاف بی پردگی و جنس عریان کلام طنز امیز حاصل قلم مردمی نجیب بوده است که تاریخ ادبیات به پاکدامنی و نجابت ذاتی و ادب و آداب دانی شان شهادت داده است . طنز گذشتن از تلخ کامی تاریخ و رسیدن به استهزای موضع ناهمگون است و طنز پرداز بیشتر از اینکه ( لوده ای دهن لق و دهن گشاد باشد ) وارسته ای نجیب بوده است که خنده های تلخش را برای چشم های غمگین مردم سرزمینش هدیه می دهد : از بزرگان مجله توفیق تا خورجین و بیشتر گل آقائیان ... از عمران صلاحی و ابوالقاسم حالت و منوچهر احترامی که محترمان ادبیات ایران بودند ...

نجبای درد مندی که دهن لق و بد ذات و کاسه لیس و ابن الوقت نبودند ... تاریخ نگاران عبوس ِ لبخند های ملیح ... زمانی که با عمران صلاحی برای نخستین بار در دفتر گل اقا بیشتر این نازنینان را دیدم به نجابت و ادب این رندان آگاه تر شدم 

رندان سیاست ستیز نکته سنجی که در مقام انسان و در مقام معلم ظاهر می شدند و تشویق ها و حمایت هایشان خالصانه بود ... 

طنز نگاری به ورطه ی البسه عجق وجق و از طویله و آخور توامان خوردن و بساط کردن ادبیات برای چریدن ادبی تبدیل نشده بود که حافظی از پشت تاریخی چند صد ساله بخواند 

انان که خاک را به نظر کیمیا کنند 

ایا بود که گوشه چشمی به ما کنند 

بدا به حال بلبلانی که در قار قار زاغ ها مجبور به اثبات هزاردستانی خویشند 

#

از نجبای طناز روزگار ما جناب زرویی نصر آباد بود ...ستون نگار تذکره های گل آقایی و رند گوشه نشینی که از اهالی ادب ورزی بود . کوچ او دردناک مثل پرواز همه اخرین هاست ... تا دوباره کی زمین و زمان به هم آیند و تاریخ شاهد تولد بلند بالاهایی چون ایشان باشد.



#وحید_ضیائی

@sherastan