.

.

نجوای فاتح / محسن صلاحی راد





کجاست عقل؟

کجاست؟

کجاست آشنای آب‌های بی‌کرانگی؟

کجاست آن چراغِ راهبر به جاودانگی؟


سوارِ فیل‌ها و اسب‌های چوبی‌ات شدی

به فتحِ قلعه‌ها شتافتی

نه شاه نه وزیر را، نیافتی! نیافتی!...


کجاست عقل؟

کجاست؟


چراغ را به‌خیرگی به تیرگی فروختم

بگو به باد تا دمی بایستد بایستد

بگو بگو که سوخت... سوخت... سوختم!...


کجاست آن چراغِ راهبر به جاودانگی؟

کجاست آشنای آب‌های بی‌کرانگی؟

کجاست عقل؟

کجاست؟




#محسن_صلاحی‌راد

تهران، ‌۶ دی ۱۳۹۵

https://t.me/mohsensalahierad/81


@mohsensalahirad

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد