.

.

براهنی و میمون های درختی / محسن الوان ساز



متاسفانه جامعه ما از افراد رک و تند و تیزی چون ایرج میرزا، میرزاده عشقی، فرخی یزدی، هدایت، آل‌احمد و... تهی شده‌است. میمون‌های درختی با قطع درختان صاف سر خورده‌اند پشت تریبون‌ها. هر کس  و ناکسی به خود جرأت می‌دهد تا به بزرگان این مرز و بوم توهین روا دارد. امروز براهنی سوژه  انتقادحضرات شده که فلانی دروغگو بود، پروپاگاندای این‌ها بود، چپ بود، نام بچه‌اش اکتای بود و... حضرتِ لاتِ مجازی که یک خط از کتاب‌های براهنی را نخوانده‌ای: اگر تیراژ یکی از کتاب‌های براهنی را بر سقف خانه‌ات بگذارند تو در آوارِ جهالتت مدفون خواهی شد. به اندازه عمر تو و پدرت کار فرهنگی و ادبیِ درجه یک کرده‌است بزرگان جهان نظیر آرتور میلر درباره‌اش سخن‌ها گفته‌اند. آن زمان که وی سخن گفت صدها مثل تو جرأت حرف زدن نداشتند. زمانی که دکتر براهنی از نظریه ادبی و نقد ادبی کتاب و مقاله می‌نوشت، مشتی موریانه کتبِ کلاسیک در طویله‌شان بحرِ طویل نشخوار می‌کردند. خانه‌اش در پاسداران هر روز میزبان اهل ادب بود. و یقین دارم شما کاسب‌ها اگر صاحبِ این خانه بودید به شغلِ شریفِ پدرانتان مشغول می‌شدید یا در بهترین حالت ساخت و سازی می‌کردید تا از تورم جانمانید. شاگردانِ براهنی نام‌هایِ ماندگاری در ادبِ پارسی هستند که امثالِ شما  حتی به گردِ سمِ اسبشان نخواهید رسید. براهنی اگر در ترکیه، تاجیکستان یا هر جایِ دیگری این زحمت را می‌کشید دانشکده و خیابان به نامش می‌ساختند و تالارِ مفاخر را به تندیسش مزین می‌کردند. چگونه می‌توان این‌چنین هتاک و حقیر بود که شصت سال فعالیتِ فرهنگی یک گوهرِ بی‌بدیل را با یک تکه از روزنامه دهه پنجاه به فراموشی سپرد؟

@salome.seyednia